مجموعه آثار ط-صدرا - مطهری، مرتضی - الصفحة ٤٧٧ - حلاوت قرآن
از قدیم و جدید بخواند (از جدید مثل همین کتاب صادق رافعی، و از قدیم مثل همان کتاب عبد القاهر جرجانی و ابوبکر باقلانی)، اگر یک طلبه از اول با این موضوع آشنا شود و بعد با توجه به جنبههای اعجازآمیز قرآن وارد قرآن شود و بعد وادارش کنند به حفظ و ضبط قرآن، او اعجاز قرآن را خیلی بهتر میتواند درک کند از کسی که مثل ما این طور نیست.
و من میتوانم بگویم (البته این را نمیخواهم به عنوان تزکیه نفس و خودستایی گفته باشم، ولی به عنوان یک شکر نعمت پروردگار عرض میکنم) من خودم حدود هشت سال است که واقعا از شنیدن قرآن لذت میبرم و واقعا از خواندن قرآن لذت میبرم و اصلا در قلب خودم یک معنیای در قرآن احساس میکنم که در غیر قرآن احساس نمیکنم. گاهی با خودم فکر میکنم که شاید این در اثر آن است که تربیت ما عملا تربیت اسلامی و دینی بوده و این خودش نوعی تعصب است؛ بعد میبینم که اگر تعصب بود باید هر چیزی که نام اسلام داشته باشد برای من علیالسویه باشد، اینهمه اخبار و احادیثی هم که ما داریم باید در من [همان احساس را ایجاد کند] در صورتی که من میبینم بسیاری از آثاری که در قدیم آنها را آثار اسلامی میدانستم و درباره آنها فکر میکردم، مرتب دارم از آنها دورتر میشوم ولی نسبت به خود قرآن میبینم که این اصلا یک چیز دیگری است. حتی همین زیبایی قرآن را سابقا با اینکه کتاب مطوّل و غیره را خوانده بودیم- ولی چون آنها برای ما کافی نبود- درک نمیکردم ولی حالا واقعا زیبایی قرآن را حس میکنم مخصوصا وقتی که با آهنگ لطیف و زیبایی خوانده شود.
این قرآنهای عبدالباسط، بعضی از قرائتهایی که کرده است، البته من همه را گوش نکردهام، بعضی قسمتها که مخصوصا آهنگی که انتخاب کرده با موضوعی که در آن آیه است تناسب دارد، تأثیرش عجیب است؛ مثل آیه «یا أَیتُهَا النَّفْسُ الْمُطْمَئِنَّةُ» یا سوره «إِذَا الشَّمْسُ کوِّرَتْ». غالبا هر چه خوانده این جور است. سوره «إِذَا الشَّمْسُ کوِّرَتْ» را با آهنگی متناسب با معنی آن خوانده است.
مخصوصا وقتی با این آهنگها میشنوم خیلی لذت میبرم؛ و گاهی لازم نیست آهنگی باشد، خودم به تنهایی یک آیه قرآن را تکرار میکنم، میبینم چقدر شیرین و لطیف و زیباست!
این حلاوت و شیرینی قرآن [و اینکه] هر چه تکرار میشود از شیرینیاش کاسته نمیشود، [از وجوه اعجاز قرآن کریم است.] آخر، این سوره حمد را ما چقدر میخوانیم؟ روزی ده بار فقط برای نمازهایمان میخوانیم. هر قطعه زیبایی را شما بخواهید روزی ده بار بخوانید برایتان مهوّع است. من امتحان کردهام، نه برای این کار؛ گاهی قطعات فارسی بوده که من خواندهام، خیلی مرا جذب کرده، دفعه دوم خواندم باز بیشتر جذب شدم، شاید تا پنج دفعه خواندم همین طور بود، ولی دفعات بعد خواستهام بخوانم دیدهام که کشیده نمیشوم. گاهی خودم را وادار کردهام به خواندن، دیدهام آن طور که اول جذب شده بودم نمیشوم، دیگر بعد به گونهای میشود که به زور باید آن را