مجموعه آثار ط-صدرا - مطهری، مرتضی - الصفحة ٣٨٨ - نظر علامه طباطبائی ( ره )
استخراج و استنباط میکنند.
ایشان میفرمایند اینکه معجزه وجود دارد، بر طبق آنچه که قرآن کریم فرموده قابل انکار نیست. قرآن قانون علیت عمومی را قبول دارد. راست است، زیرا خود قرآن به اینها تمسک میکند.
خدا وقتی میخواهد آیات خودش را برای ما ذکر کند مثلا میگوید: خداوند باران را فرستاد و به این وسیله برای شما گیاهان را رویانید. وقتی میخواهد حکمت خودش را بیان کند جور بودن اسباب و وسائل را ذکر میکند، نمیگوید در مقابل من اسباب یعنی چه، وسیله یعنی چه؟! بلکه مکرر میگوید: ببینید که من خورشید و ماه و ستارگان و ابر و باران و همه اینها را مسخّر شما قرار دادم. معلوم است که برای اینها تأثیر و اثر و خاصیت قائل است. میگوید این چیزهایی که دارای این خواص هستند و شما هم به اینها نیازمند هستید من اینها را برای شما قرار دادم. و حتی ایشان آن مطلب را قبول میکنند که هر چیزی در طبیعت یک قانون لایتخلّفی دارد، منتها میگویند فرق است میان علتی که ما به طور عادت میشناسیم و علت واقعی؛ یعنی ممکن است آنچه که علم بشر آن را علت میداند علت واقعی نباشد، پوششی باشد بر روی علت واقعی، و لهذا علوم بشر هم در سیر و تکامل است، هر چه جلو میآید میبیند چیزهایی را که علت خیال میکرد علت نیست، در شناختن علت دقیقتر میشود. مثال عادی ذکر میکنم:
بشر در دوران خیلی قدیم میدید یک فرزند که میخواهد متولد بشود از این راه است که جنس نر و جنس ماده با یکدیگر عمل مباشرت را انجام بدهند تا اینکه این بچه به وجود بیاید. او همه اینها را توأم باهم میدید: مردی وجود داشته باشد، زنی وجود داشته باشد، این مرد و زن با هم عمل لقاح را انجام بدهند. پس پدر را یک شرط میدانست، مادر و رحم مادر را شرط دیگری میدانست، عمل لقاح را هم شرط دیگری میدانست. فکر نمیکرد که ممکن است بعضی از این چیزهایی که او آنها را شرط میداند شرط نباشد. بعد مثلا معلوم شد که عمل لقاح شرط واقعی نیست، ممکن است که نطفه را در خارج بگیرند و به رحم برسانند. اساس این است که این نطفه از این مرد گرفته شود و در این رحم قرار بگیرد. این که ما خیال میکردیم عمل مباشرت هم جزء قضیه است، واقعا جزء مطلب نبوده و دخالت نداشته است. آنوقت برای ما علت عبارت شد از این که نطفه مرد باشد، رحم زن باشد و تخمک زن باشد. دیگر اینها را خیال میکردیم صد در صد علت است.
بعد علم بشر میرسد به آنجا که حتی رحم زن هم، اینکه باید رحم زن با آن شرایط و آن کیفیات وجود داشته باشد تا بچه پرورش پیدا کند [لازم نیست.] در رحم، یک محیط و یک شرایط بالخصوص مثلا میزان معینی از حرارت هست و غذای مخصوصی به این نطفه میرسد؛ ممکن است همین شرایطی را که در رحم وجود دارد در خارج ایجاد کرد و همین نطفه را در خارج