مجموعه آثار ط-صدرا - مطهری، مرتضی - الصفحة ٣١٧ - نقد نظر مهندس بازرگان
راه طی شده مطالعه کردم [١] [به این شرح است؛] چند مقدمه ذکر شده:
١. «پیغمبران همیشه بر خلاف جریان حاکم بر اجتماعات خود قیام کردهاند».
همیشه حالتشان این بوده که بر خلاف یک جریان عادی در اجتماع خودشان قیام کردهاند. البته این مطلب مطلب درستی است، همین طور است، ولی میدانیم اختصاص به پیامبران ندارد، غیر پیامبران هم خیلی بودهاند. اصلا همه قیام کنندگان و پدید آورندگان انقلابات این جور بودهاند.
سقراط کشته نشد مگر به علت اینکه بر خلاف جریان حاکم بر اجتماع خودش قیام کرده بود.
٢. «پیغمبران در راه هدف خود مجاهده و فداکاری کردهاند». این هم درست است، همین طور است، اینها در راه خودشان مجاهده و فداکاری کردهاند. باز نمیشود گفت این از مختصات پیغمبران است یعنی غیر پیغمبران در راه هدفهای خودشان مجاهده و فداکاری نکردهاند، کما اینکه نمیتوانیم بگوییم هر کسی که در راه هدف خودش مجاهده و فداکاری کرده است پیغمبر بوده؛ مثلا آیا مزدک واقعا در راه خودش فداکاری نکرد، و هر کس دیگر نظیر او؟ در عصر اخیر که زیاد بودهاند.
٣. «آنها همیشه منفرد و تنها بودهاند؛ یک قدرتی، سیاستی، طبقهای از آنها حمایت نمیکرده است». این هم باز مشابه در دنیا همیشه داشته است.
٤. «منفعت طلب نبودهاند، در پی جمع مال و کسب قدرت نبودهاند». این البته مطلبی است که ما قبول داریم ولی کسی که ما میخواهیم برای او نبوت را اثبات کنیم او این مطلب را قبول ندارد که آنها در پی کسب قدرت نبودهاند و چیزی نمیخواستهاند. آنهایی که منکر نبوت هستند میگویند هر کسی در دنیا یک چیزی میخواهد یعنی به یک چیز قانع میشود (این حرفی است که گفتهاند و میگویند)، عدهای اساسا آن شوری که در آنها هست حکومت معنوی بر مردم کردن است. حتی گاهی یک تعبیر زشتی هم در باره بعضی افرادی که خیلی علاقه دارند به سالوس و اینکه مردم به آنها عقیده داشته باشند میکنند که «جنون پیغمبری دارند». مقصودشان این است که یک عدّه در دنیا هستند که اینها اساسا شور و تمایلشان فقط و فقط به این است که مردم به آنها اعتقاد داشته باشند. این خودش یک نوع منفعت است. این را شما نمیتوانید صد در صد بگویید که انبیاء چون مال نمیخواستهاند قدرت هم نمیخواستهاند؛ البته از نوع قدرتی که سلاطین داشتهاند قبول داریم [که نمیخواستهاند.] آن جور قدرتی که سلاطین دارند که میخواهند مال و ثروت جمع کنند و
[١]. درس دینداری شاید اندکی مفصلتر و جامعتر است یعنی اصول مطالبش بیشتر و تفصیلش در هر یک کمتر است.