مجموعه آثار ط-صدرا - مطهری، مرتضی - الصفحة ١٦٤ - از نظر حکمای الهی حدوث ذاتی کافی است برای مخلوقیت
پیدا شده که هر جرمی که در این میدان قرار بگیرد تحت تأثیر یک نیرو واقع شده و حرکت خواهد کرد و اگر فرضا این میدان وجود نداشت، جرم در همان حالت عادی خودش باقی میماند. یک میدان دیگری وجود دارد به نام «میدان مغناطیسی». میدان الکتریکی هم خاصیتی است در فضا که به اجسام مغناطیسی نیرو وارد میکند. میدان مغناطیسی خاصیتی است در فضا که به ذرات الکتریکی (الکترونها و پروتونها) میتواند نیرو وارد کند. مقصود از موج الکترومغناطیسی این است که یک میدان مغناطیسی و یک میدان الکتریکی متعامد که اندازهشان در تغییر است در فضا وجود دارد که ذاتا در فضا این خاصیت پیش میرود. (البته معلوم نیست که اصالت با فضا باشد تا این را خاصیتی در فضا تلقی کنیم.) میدان الکترومغناطیس ذاتا در حال انتشار است. مثلا در یک آنتن رادیو مقداری الکترون در نوسان است. هر الکترون در مجاورت خودش یک میدان الکتریکی و یک میدان مغناطیسی ایجاد میکند و چون الکترون در حال نوسان است، این میدانها در حال تغییرند و تشکیل یک موج الکترومغناطیس میدهد. این موج الکترومغناطیس که مجاور آن آنتن ایجاد شد، با سرعت ٣٠٠٠٠٠ کیلومتر در ثانیه در فضا منتشر میشود که این خاصیت ذاتی آن است. این میدان وقتی مجاور آنتن دیگری رسید، در الکترونهای موجود در آنجا عین همان نوسان را ایجاد میکند و بعدا آن نوسان را به صوت تبدیل میکنند. این، مفهوم میدان الکترومغناطیس است.
طول موج یا دامنه تغییرات این میدان تغییراتی دارد که گاهی به صورت نور، گاهی به صورت امواج رادیویی و گاهی به صورت اشعه ایکس و گاما و حالات دیگری است.
حال تبدیل این ماده به انرژی چگونه است؟ مثالی میزنم: اگر مقداری رادیوم در اینجا قرار بدهیم، این رادیوم که شروع میکند به تشعشع، از داخل هسته اتم رادیوم یک ذره با سرعت بیرون میآید که میگوییم این ذره با سرعت دارای انرژی است و یک میدان الکترومغناطیسی هم از آن منتشر میشود که با آن سرعت پیش میرود. این مفهومی است که ما از تبدل داریم.
- در جواب سؤالی که آقای مطهری کردند، شما [آقای روزبه] توضیح علمی مفصلی دادید.
ولی به طور قطع میتوان جواب داد که ماده به انرژی تبدیل میشود، منتها وقتی انرژی را با عبارتْ تعریف میکنیم، میگوییم «استعداد انجام کار»، و الّا تعریف علمی آن، فرمول «نیرو در تغییر مکان» است؛ یعنی انرژی که این طرف رابطه و معادله است، مساوی است با تغییر مکان [ضرب] در قدرت؛ یعنی ما میتوانیم بگوییم ماده یک حالتی از «تغییر مکان در نیرو» است که به این شکل درآمده است.