مجموعه آثار ط-صدرا - مطهری، مرتضی - الصفحة ١٥٨ - از نظر حکمای الهی حدوث ذاتی کافی است برای مخلوقیت
ماده موجودها معدوم میشود که [بگوییم] لاوازیه حرف جدیدی آورده است.
پس اختلاف نظر لاوازیه با قدما در یک مسأله فلسفی است نه در یک مسأله علمی. لاوازیه میگوید اصلا این شیء جز ماده چیزی نیست (و اصلا به صورت نوعیه و طبیعت فکر نمیکند)؛ ماده اشیاء هم معدوم نمیشود [و اگر] معدوم است موجود نمیشود؛ پس هیچ موجودی معدوم نمیشود و هیچ معدومی هم موجود نمیشود.
اما قدما میگفتند تمام هستی این شیء را همان جنبه محسوسش تشکیل نمیدهد، بلکه جنبه معقولش هم جزء دیگر هستی آن است، یعنی جنبهای که وجود آن فقط با نیروی عقل و فلسفه درک میشود و با تجزیه و تحلیل و ترکیب کردن در لابراتوار وجود آن را نمیشود دید، ولی وجودش را میشود کشف کرد.
حرف لاوازیه اصلا حرف تازهای نیست؛ تازگی آن را از کجا آوردهاند و این همه دهل برای آن در دنیا زدهاند؟!
پس حضرتعالی این سه موضوع را برای ما به ترتیب توضیح بفرمایید:
١. لاوازیه که میگوید ماده معدوم نمیشود و ماده معدوم موجود نمیشود، مقصود در مجموع مادههاست یا در هر فرد و شخص؟
٢. این که میگویند ماده به انرژی تبدیل میشود و انرژی به ماده، انرژی را چگونه تعریف کردهاند که با ماده قابل تبدّل و تحول باشد؟
٣. آن جنبه نوی واقعی در نظریه لاوازیه چیست؟ ما هرچه نگاه میکنیم میبینیم که همه قدیمیها هم به این مقدار عقیده داشتهاند، منتها این طور تعبیر نمیکردند. این که ماده باقی است، آنها هم قبول داشتهاند ولی هرگز نمیگفتند: «پس موجود معدوم نمیشود»، چون همه هستی شیء را ماده شیء نمیدانستند. حالا خواهش میکنم در اطراف این سه موضوع توضیح بفرمایید.
استاد رضا روزبه [١]: سؤال اول راجع به نظریه لاوازیه است. لاوازیه یک شیمیست است و بحث او با فلاسفه نیست. عقیدهای که آن روز بین کیمیاگران متداول بوده این بوده است که در حین ترکیبْ ممکن است مادهای از بین برود؛ مثلا آنها فکر میکردند در حین احتراق ماده، چیزی به نام فلورْستن از بین میرود. طبق این عقیده کیمیاگران قبول داشتند وقتی چوب میسوزد مجموع موادی که از احتراق آن حاصل میشود برابر با وزن چوب نیست، بلکه کمتر است. لاوازیه هم اولین تحقیقاتش روی همین مسأله احتراق است. اولین آزمایشش را
[١]. [صحبتهای ایشان خلاصه شده است.]