مجموعه آثار ط-صدرا - مطهری، مرتضی - الصفحة ١٠٢ - اصل انطباق با محیط
مثال بوعلی
بوعلی حرف خیلی عجیبی میزند؛ او میگوید اگر یک مرغ خانگی در محیطی قرار بگیرد که خروس در آنجا نباشد که از او دفاع کند و این مرغ مجبور باشد که همیشه خودش از خودش دفاع کند و بجنگد (یعنی همان وظیفهای را که خروس برای او انجام میدهد خودش انجام بدهد) میبینید تدریجا سیخک [١] پشت پای این مرغ رشد میکند و قوّت میگیرد؛ یعنی بدن این موجود کمکم این عضو را خودش برای خودش میسازد. این یک کاری است که انجام میدهد و مربوط به ساختمان داخلی خودش است. میگوییم آیا این نوع کار کردن لازمه همین ساختمان فعلی است که به طور جبر و قهر- آنهم متناسب با همین هدف- این کار را میکند؟ یا اینکه به نحو مرموزی یک تدبیری این کار را انجام میدهد؟ البته به عقیده حکمای قدیم این تدبیر از ناحیه نفْس حیوان است و به عقیده ما حرف درستی هم هست؛ آن مَلَک مدبّر به اصطلاح قرآن، همان نفس این حیوان است که در یک نوع شعور لاارادی، این کار هدفی را انجام میدهد.
اصل ترمیم ساختمان
حالا چرا مثال به مرغ بزنیم، امروز گویا خیلی بیش از این حرفها کشف شده است. میگویند در بدن انسان این خاصیت هست که اگر هر ماده از مواد کسری پیدا کند، شروع میکند به ترمیم کردن آن. این در زخمهای ظاهری خیلی واضح است؛ وقتی جراحتی بر پوست یا سایر قسمتهای بدن وارد میشود، بدن خودش شروع میکند به ساختن. آیا این ساختن و این نوع کار کردن، با این که بدن واقعا فقط حکم ماشین مکمَّلی را داشته باشد و فقط اعضای لاشعوری مرتب و منظم شده باشند، جور در میآید؟ یا مثلا خون انسان وقتی از مقدار لازم کسر میشود، بدن شروع میکند به خون ساختن؛ یا اگر از یک گلبول مخصوصی کم شده باشد، بدن در حدودی که توانایی دارد شروع میکند به ساختن آن. (البته این هم حدودی دارد؛ مثلا اگر پا را قطع کنند، دیگر بدن نمیتواند پا بسازد؛ این در حدود کار بدن نیست.)
این اصل «انطباق دادن موجود زنده خود را با محیط» یا اصل «ترمیم ساختمان» یک چیز علیحده است و غیر از نظم مادی ساختمان است؛ نشان میدهد که در این ساختمان به نوعی از انواع که حقیقتش هنوز بر ما مجهول است، یک نوع رهبری وجود دارد که این موجود را به سوی هدف خودش رهبری و هدایت میکند.
[١]
. مرغ یک ناخنکی در پشت پا دارد- غیر از پنجههای پایش- که در خروس خیلی قوی است و به آن سیخکمیگویند و مثل مهمیزی است که افسرها دارند و به شکم اسب میزنند. این سیخک به عنوان یک حربه است.