مجموعه آثار ط-صدرا - مطهری، مرتضی - الصفحة ٦٠٠ - خوارج، مشکل اساسی علی علیه السلام
بسیار طولانی (یک ساعته و دو ساعته و پنج ساعته) کرده بودند پینه بسته بود.
وقتی که علی علیه السلام ابن عباس را سراغ اینها فرستاد آنگاه که همینها علیه علی علیه السلام طغیان و شورش کرده بودند، هنگامی که آمد خبر آورد، اینطور توضیح داد: «لَهُمْ جِباهٌ قَرِحَةٌ لِطولِ السُّجودِ». پیشانیهایشان از کثرت سجده مجروح شده است، «وَ ایدٍ کثَفَناتِ الْابِلِ» دستهایی که مثل زانوی شتر پینه بسته است، «عَلَیهِمْ قُمُصٌ مُرَحَّضَةٌ» لباسهای کهنه زاهدمآبانه به تن دارند، «وَ هُمْ مُشَمِّرونَ» [١] از همه بالاتر قیافه مصمم و تصمیم قاطع اینهاست. حالا آب بیار حوض پرکن!.
یک چنین طبقهای، یعنی طبقه متنسّک جاهل، طبقه متعبّد جاهل، طبقه خشکه مقدس در دنیای اسلام به وجود آمد که با تربیت اسلامی آشنا نیست ولی علاقهمند به اسلام است، با روح اسلام آشنا نیست ولی به پوست اسلام چسبیده است، محکم هم چسبیده است. علی این طبقه را این گونه توصیف میکند:
جُفاةٌ طَغامٌ عَبیدٌ اقْزامٌ، جُمِعوا مِنْ کلِّ اوْبٍ وَ تُلُقِّطوا مِنْ کلِّ شَوْبٍ مِمَّنْ ینْبَغی انْ یفَقَّهَ وَ یؤَدَّبَ وَ یعَلَّمَ وَ یدَرَّبَ ... لَیسوا مِنَ الْمُهاجِرینَ وَ الْانْصارِ وَ لا مِنَ الَّذینَ تَبَوَّؤُا الدّارَ وَ الْایمانَ [٢].
یک مردمی خشن، جفاة، فظّ غلیظ القلب، ولی روحیههایی پست، مردمانی برده صفت، روحشان آقا نیست، در روح اینها آقایی وجود ندارد، از اراذل مردم هستند، معلوم نیست از کدام گوشهای پیدا شدهاند، یکی از این گوشه آمده، یکی از آن گوشه (یک مردم بیبُنهای، یک مردم بی بوتهای، معلوم نیست از کجا آمدهاند، مردمی که تازه باید بیایند در کلاس اول اسلام بنشینند و درس اسلام را یاد بگیرند، سواد ندارند، معلومات ندارند، قرآن را نمیدانند چیست، معنی قرآن را نمیفهمند، سنت پیغمبر را نمیفهمند) اینها باید تعلیم بشوند، تربیت بشوند، اینها تعلیم و تربیت اسلامی پیدا نکردهاند. اینها جزء مهاجرین و انصار که پیامبر آنها را تربیت کرد که نیستند، یک مردمی [هستند] که تربیت اسلامی ندارند.
[١] العقد الفرید، ج ٢/ ص ٣٨٩.[٢] نهج البلاغه فیض الاسلام، خطبه ٢٣٨.