مجموعه آثار ط-صدرا - مطهری، مرتضی - الصفحة ٥٨٧ - چنان باش که همیشه زنده ای و چنان باش که فردا می میری
نده، بلکه آنچنان اساسی و با آینده نگری انجام بده که گویی تا آخر دنیا زنده هستی زیرا فرضاً خودت زنده نمانی، دیگران از محصول کار تو بهره خواهند برد، اما کار آخرت به دست خداست، همیشه فکر کن که فردا میمیری و فرصتی برایت نمانده است.
چنانکه ملاحظه میکنیم، طبق یکی از این دو تفسیر در کار دنیا باید لاقید و لاابالی و بیمسؤولیت بود و طبق تفسیر دیگر در کار آخرت باید چنین بود. بدیهی است که هیچ کدام از این دو تفسیر نمیتواند مورد قبول باشد.
به نظر ما این حدیث یکی از لطیفترین احادیث است در زمینه دعوت به عمل و ترک لاقیدی و پشت سر اندازی، چه در کارهای به اصطلاح دنیایی و چه در کارهای آخرتی.
اگر انسان در خانهای زندگی میکند و میداند که دیر یا زود از این خانه به خانه دیگر خواهد رفت و برای همیشه در آنجا مستقر خواهد شد اما نمیداند که چه روزی و بلکه چه ماهی و چه سالی منتقل خواهد شد، این شخص یک حالت تردید، هم نسبت به کارهای مربوط به این خانه که در آن هست و هم نسبت به کارهای مربوط به خانهای که بعدها به آنجا منتقل خواهد شد پیدا میکند. اگر بداند فردا از این خانه خواهد رفت هرگز دست به اصلاح این خانه نخواهد زد؛ کوشش میکند فقط کارهای مربوط به خانهای که فردا به آنجا منتقل خواهد شد اصلاح کند، و اگر بداند چند سال دیگر باید در این خانه بماند برعکس عمل خواهد کرد؛ خواهد گفت آنچه لازم است فعلًا این است که خانه فعلی را سر و صورتی بدهیم، کار آن خانه فعلًا دیر نمیشود، فرصت زیاد است.
در حالی که شخص در تردید به سر میبرد و نمیداند که بزودی منتقل خواهد شد و یا سالهای دیگر در این خانه خواهد ماند، شخص عاقلی پیدا میشود و میگوید نسبت به کارهای مربوط به این خانه که فعلًا ساکن آن هستی چنین فرض کن که برای همیشه در اینجا باقی خواهی بود، علیهذا اگر احتیاج به تعمیر و اصلاح هست انجام بده، ولی نسبت به کارهای مربوط به خانه دوم چنین فرض کن که فردا منتقل خواهی شد، پس هرچه زودتر نواقص و ناتمامیهای آنجا را تکمیل کن.
نتیجه چنین دستوری این است که انسان در هر دو قسمت کوشا و جدی میشود.