مجموعه آثار ط-صدرا - مطهری، مرتضی - الصفحة ٥٨١ - نقش عبادت در بازیابی خود
کسریهای خود آگاه میگردد، از بالا به هستی و حیات و زمان و مکان مینگرد؛ و در عبادت است که انسان به حقارت و پستی آمال و آرزوهای محدود مادی پی میبرد و میخواهد خود را به قلب هستی برساند.
من همیشه به این سخن دانشمند معروف عصر خودمان، اینشتین، به اعجاب مینگرم. آنچه بیشتر مایه اعجاب است این است که این دانشمند، متخصص در فیزیک و ریاضی است نه در مسائل روانی و انسانی و مذهبی و فلسفی. او پس از تقسیم مذهب به سه نوع، نوع سوم را که مذهب حقیقی است «مذهب وجود» یا «مذهب هستی» مینامد و احساسی که انسان در مذهب حقیقی دارد اینچنین شرح میدهد:
«در این مذهب فرد، کوچکی آمال و هدفهای بشر و عظمت و جلالی که در ماورای پدیدهها در طبیعت و افکار تظاهر مینماید حس میکند. او وجود خود را یک نوع زندان میپندارد، چنانکه میخواهد از قفس تن پرواز کند و تمام هستی را یکباره به عنوان یک حقیقت واحد دریابد.» [١]
ویلیام جیمز در باره نیایش میگوید:
«انگیزه نیایش نتیجه ضروری این امر است که در عین اینکه درونیترین قسمت از خودهای اختیاری و عملی هرکس خودی از نوع اجتماعی است، با وجود این، مصاحب کامل خویش را تنها در جهان اندیشه میتواند پیدا کند. اغلب مردم، خواه به صورت پیوسته خواه تصادفی، در دل خود به آن رجوع میکنند. حقیرترین فرد در روی زمین با این توجه عالی خود را واقعی و باارزش میکند.» [٢]
اقبال لاهوری نیز سخنی عالی در مورد ارزش پرستش و نیایش از نظر بازیافتن خود دارد که دریغ است نقل نشود؛ میگوید:
[١]. دنیایی که من میبینم، ص ٥٧.[٢]. به نقل احیای فکر دینی، ص ١٠٥.