مجموعه آثار ط-صدرا - مطهری، مرتضی - الصفحة ٥٧٧ - خودزیانی و خودفراموشی
جای «خود» واقعی گذاشته است، یعنی ناخود را خود پنداشته است. آنچه در مورد ذمّ محو شدن و فانی شدن در مادیات آمده است ناظر به این جهت است.
پس غایات و اهداف انحرافی داشتن یکی از عواملی است که انسان غیرخود را به جای خود میگیرد و در نتیجه خود واقعی را فراموش میکند و از دست میدهد و میبازد.
هدف و غایت انحرافی داشتن تنها موجب این نیست که انسان به بیماری «خود گم کردن» مبتلا شود؛ کار به جایی میرسد که ماهیت و واقعیت انسان مسخ میگردد و مبدل به آن چیز میشود. در معارف اسلامی باب وسیعی هست در این زمینه که انسان هر چیز را که دوست داشته باشد و به او عشق بورزد با او محشور میشود. در احادیث ما وارد شده است که:«مَنْ احَبَّ حَجَراً حَشَرَهُ اللَّهُ مَعَهُ» [١] هرکس هرچه را دوست داشته باشد و اگرچه سنگی را دوست داشته باشد با آن سنگ محشور میگردد.
با توجه به آنچه از قطعیات و مسلّمات معارف اسلامی است که آنچه در قیامت ظهور و بروز میکند تجسم آن چیزهاست که انسان در این جهان کسب کرده، روشن میشود که علت اینکه انسان همواره با آن چیزهایی محشور میگردد که به آنها عشق میورزد و علاقهمند است، این است که عشق و علاقه و طلب یک چیز آن را در مرحله غایت و هدف انسان قرار میدهد و در حقیقت آن چیز در مسیر «صیرورت» و «شدن» آدمی واقع میشود؛ آن غایت هرچند انحرافی باشد سبب میگردد که روح و واقعیت انسان مبدل به او بشود.
حکمای اسلامی در این زمینه سخنان فراوان و بسیار جالبی دارند که اکنون مجال بحث در آنها نیست. اینجا با یک رباعی عارفانه در این زمینه سخن را کوتاه میکنیم:
گر در طلب گوهر کانی، کانی | ور در پی جستجوی جانی، جانی | |