مجموعه آثار ط-صدرا - مطهری، مرتضی - الصفحة ٥٥ - سبکهای مختلف در رفتار
وَ لَوْ لا کراهِیةُ الْغَدْرِ لَکنْتُ مِنْ ادْهَی النّاسِ..
اگر نبود که خدای متعال دوست نمیدارد غدّاری را، آن وقت میدیدید من به آن معنایی که شما اسمش را گذاشتهاید دُهاء و معاویه را داهیه میخوانید [داهیه هستم یا نه؟] آن وقت میدیدید که داهیه کیست، من داهیه هستم یا معاویه؟.
وَ لکنْ کلُّ غَدْرَةٍ فَجْرَةٌ وَ کلُّ فَجْرَةٍ کفْرَةٌ وَ لِکلِّ غادِرٍ لِواءٌ یعْرَفُ بِهِ یوْمَ الْقِیامَةِ [١].
من چگونه در سیاست نیرنگ به کار ببرم در صورتی که میدانم غدر و نیرنگ و فریب، فسق و فجور است، و این فسق و فجورها در حد کفر است و در قیامت هر غدّاری با پرچمی محشور میگردد! ابداً من غدر به کار نمیبرم.
اینها را میگویند سَبْک: سبکی که به زور اعتماد میکند، سبکی که به نیرنگ اعتماد میکند، سبکی که به تماوت اعتماد میکند، یعنی خود را به موش مردگی زدن، خود را به بیخبری زدن. یک سیاستمدار پیرمردی بود که در چند سال پیش مرد و به این قضیه معروف بود. حالا نمیدانم واقعاً ساده بوده یا نه، ولی عدهای میگویند خودش را به سادگی میزد. نخست وزیر بود. یکی از ملاهای خیلی بزرگ را گرفته بودند، بعد رفته بودند سراغش که آقا چرا او را گرفتند؟ گفته بود کار دست کیست؟ حالا نخست وزیر مملکت است، میگوید کار دست کیست؟ من به کی مراجعه کنم؟ خوب او هم سبکی انتخاب کرده بود که خودش را به حماقت و نفهمی و نادانی بزند، و از همین راه به اصطلاح خرش را از پل بگذراند. هدف این است که خرش از پل بگذرد ولو اینکه مردم بگویند او احمق است. این هم یک سبکی است:
سبک تماوت، یعنی خود را به مردگی زدن، خود را به حماقت زدن، خود را به بی خبری زدن؛ و عدهای با این سبک کار خودشان را پیش میبرند.
بعضی سبکشان در کارها دفع الوقت کردن است، واقعاً به دفع الوقت اعتماد دارند. بعضی سبکشان بیشتر دور اندیشی است. بعضی در سبک خودشان قاطع و
[١] نهج البلاغه صبحی صالح، ص ٣١٨، خطبه ٢٠٠.