مجموعه آثار ط-صدرا - مطهری، مرتضی - الصفحة ٥١١ - زهد و پارسایی
زهد و پارسایی
عنصر دیگر موعظهای نهج البلاغه «زهد» است. در میان عناصر موعظهای، شاید عنصر زهد بعد از عنصر تقوا بیش از همه تکرار شده باشد. زهد مرادف است با ترک دنیا. در نهج البلاغه به مذمت دنیا و دعوت به ترک آن زیاد برمیخوریم. به نظر میرسد مهمترین موضوع از موضوعات نهج البلاغه که لازم است با توجه به همه جوانب کلمات امیرالمؤمنین تفسیر شود، همین موضوع است و با توجه به اینکه زهد و ترک دنیا در تعبیرات نهج البلاغه مرادف یکدیگرند، این موضوع از هر موضوع دیگر از موضوعات عناصر نهج البلاغه زیادتر در بارهاش بحث شده است.
بحث خود را از کلمه «زهد» آغاز میکنیم:
«زهد» و «رغبت» اگر بدون متعلَّق ذکر شوند، نقطه مقابل یکدیگرند؛ «زهد» یعنی اعراض و بیمیلی، در مقابل «رغبت» که عبارت است از کشش و میل.
بی میلی دوگونه است: طبیعی و روحی. بی میلی طبیعی آن است که طبع انسان نسبت به شیئی معین تمایلی نداشته باشد، آنچنان که طبع بیمار میل و رغبتی به غذا و میوه و سایر مأکولات یا مشروبات مطبوع ندارد. بدیهی است که این گونه بیمیلی و اعراض ربطی به زهد به معنی مصطلح ندارد.
بی میلی روحی یا عقلی یا قلبی آن است که اشیائی که مورد تمایل و رغبت