مجموعه آثار ط-صدرا - مطهری، مرتضی - الصفحة ٥١٢ - زهد و پارسایی
طبع است، از نظر اندیشه و آرزوی انسان- که در جستجوی سعادت و کمال مطلوب است- هدف و مقصود نباشد؛ هدف و مقصود و نهایت آرزو و کمال مطلوب اموری باشد مافوق مشتهیات نفسانی دنیوی، خواه آن امور از مشتهیات نفسانی اخروی باشد و یا اساساً از نوع مشتهیات نفسانی نباشد بلکه از نوع فضائل اخلاقی باشد از قبیل عزت، شرافت، کرامت، آزادی و یا از نوع معارف معنوی و الهی باشد مانند ذکر خداوند، محبت خداوند، تقرب به ذات اقدس الهی.
پس زاهد یعنی کسی که توجهش از مادیات دنیا به عنوان کمال مطلوب و بالاترین خواسته عبور کرده، متوجه چیز دیگر از نوع چیزهایی که گفتیم معطوف شده است. بی رغبتی زاهد بیرغبتی در ناحیه اندیشه و آمال و ایده و آرزو است نه بی رغبتی در ناحیه طبیعت.
در نهج البلاغه در دو مورد «زهد» تعریف شده است. هر دو تعریف همان معنی را میرساند که اشاره کردیم. در خطبه ٨٠ میفرماید:
ایهَاالنّاسُ! الزَّهادَةُ قِصَرُ الْامَلِ وَ الشُّکرُ عِنْدَ النِّعَمِ وَ الْوَرَعُ عِنْدَ الْمَحارِمِ.
ای مردم! زهد عبارت است از کوتاهی آرزو و سپاسگزاری هنگام نعمت و پارسایی نسبت به نبایستنیها.
در حکمت ٤٣٩ میفرماید:
الزُّهْدُ کلُّهُ بَینَ کلِمَتَینِ مِنَ الْقُرْانِ قالَ اللَّهُ سُبْحانَهُ: «لِکیلا تَأْسَوْا عَلی ما فاتَکمْ وَ لا تَفْرَحوا بِما اتاکمْ»وَ مَنْ لَمْ یأْسَ عَلَی الْماضی وَ لَمْ یفْرَحْ بِالْاتی فَقَدْ اخَذَ الزُّهْدَ بِطَرَفَیهِ.
زهد در دو جمله قرآن خلاصه شده است: «برای اینکه متأسف نشوید بر آنچه (از مادیات دنیا) از شما فوت میشود و شاد نگردید بر آنچه خدا به شما میدهد»؛ هرکس بر گذشته اندوه نخورد و برای آینده شادمان نشود بر هر دو جانب زهد دست یافته است.
بدیهی است وقتی که چیزی کمال مطلوب نبود و یا اساساً مطلوب اصلی نبود