مجموعه آثار ط-صدرا - مطهری، مرتضی - الصفحة ٤٠٢ - اولیت و آخریت و ظاهریت و باطنیت حق
حواس ما به حکم محدودیتی که دارد فقط قادر است موجودات مقید و محدود و دارای مثل و ضد را در خود منعکس کند. حواس ما از آن جهت رنگها و شکلها و آوازها و غیر اینها را درک میکنند که به مکان و زمان محدود میشوند؛ در یک جا هستند و در جایی دیگر نیستند، در یک زمان هستند و در زمانی دیگر نیستند، مثلًا اگر روشنی همیشه و همه جا بهطور یکنواخت میبود قابل احساس نبود، اگر یک آواز بهطور مداوم و یکنواخت شنیده شود هرگز شنیده نمیشود.
ذات حق که صرف الوجود و فعلیت محض است و هیچ مکان و زمان او را محدود نمیکند، نسبت به حواس ما باطن است اما او در ذات خود عین ظهور است و همان کمال ظهورش که ناشی از کمال وجودش است سبب خفای او از حواس ماست. جهت ظهور و جهت بطون در ذات او یکی است؛ او از آن جهت پنهان است که در نهایت پیدایی است. او از شدت ظهور در خفاست.
یا مَنْ هُوَاخْتَفی لِفَرْطِ نورِه | الظّاهِرُ الْباطِنُ فی ظُهورِه [١] | |