مجموعه آثار ط-صدرا - مطهری، مرتضی - الصفحة ٤٠١ - اولیت و آخریت و ظاهریت و باطنیت حق
ازلیت او بر هر آغازی تقدم دارد.
تقدم ذات حق بر زمان و بر هر نیستی و بر هر آغاز و ابتدایی، یکی از لطیفترین اندیشههای حکمت الهی است و معنی ازلیت حق فقط این نیست که او همیشه بوده است؛ شک نیست که همیشه بوده است، اما همیشه بودن یعنی زمانی نبوده که او نبوده است. ازلیت حق فوق همیشه بودن است، زیرا «همیشه بودن» مستلزم فرض زمان است؛ ذات حق علاوه بر اینکه با همه زمانها بوده است، بر همه چیز حتی بر زمان تقدم دارد و این است معنی «ازلیت» او. از اینجا معلوم میشود که تقدم او نوعی دیگر غیر از تقدم زمانی است.
الْحَمْدُ لِلّهِ الدّالِّ عَلی وُجودِهِ بِخَلْقِهِ وَ بِمُحْدَثِ خَلْقِهِ عَلی ازَلِیتِهِ وَ بِاشْتِباهِهِمْ عَلی انْ لاشِبْهَ لَهُ لاتَسْتَلِمُهُ الْمَشاعِرُ وَ لاتَحْجُبُهُ السَّواتِرُ [١].
سپاس خدای را که آفرینش دلیل بر هستی او، و حدوث مخلوقاتش دلیل بر ازلیت او، و مانندداشتن مخلوقاتش دلیل بر بیمانندی اوست. از حواس پنهان است و دست حواس به دامن کبریاییاش نمیرسد، و در عین حال هویداست و هیچ چیزی نمیتواند مانع و حاجب و پرده وجودش شود.
یعنی او هم پیداست و هم پنهان است؛ او در ذات خود پیداست اما از حواس انسان پنهان است. پنهانی او از حواس انسان از ناحیه محدودیت حواس است نه از ناحیه ذات او.
در جای خود ثابت شده است که وجود مساوی با ظهور است، و هرچه وجودْ کاملتر و قویتر باشد ظاهرتر است و بر عکس هرچه ضعیفتر و با عدم مخلوطتر باشد از خود و از غیر پنهانتر است.
برای هر چیز دو نوع وجود است: «وجود فی نفسه» و «وجود برای ما». وجود هر چیزی برای ما، وابسته است به ساختمان قوای ادراکی ما و به شرایط خاصی که باید باشد. و از این رو ظهور نیز بر دو قسم است: ظهور فی نفسه و ظهور برای ما.
[١] خطبه ١٥٢.