مجموعه آثار ط-صدرا - مطهری، مرتضی - الصفحة ٣٦٢ - اعترافات
«در همه کتاب ما اگر جز این یک جمله نبود، کافی بلکه کفایت بود. بهترین سخن آن است که کم آن، تو را از بسیارش بینیاز کند و معنی در لفظ پنهان نشده باشد بلکه ظاهر و نمودار باشد.».
آنگاه میگوید:
و کان اللّه عزّوجلّ قد البسه من الجلالة و غشّاه من نورالحکمة علی حسب نیة صاحبه و تقوا قائله.
گویا خداوند جامهای از جلالت و پردهای از نور حکمت، متناسب با نیت پاک و تقوای گویندهاش، بر این جمله کوتاه پوشانیده است ...
جاحظ در همین کتاب، آنجا که میخواهد درباره سخنوری صعصعة بن صوحان [١] بحث کند میگوید:
«از هر دلیلی بالاتر برسخنوری او این است که علی گاهی مینشست و از او میخواست سخنرانی کند.».
سید رضی جمله معروفی در ستایش و توصیف سخنان مولی علیه السلام دارد.
میگوید:
[١] وی از اکابر اصحاب امیرالمؤمنین است و از خطبای معروف است. هنگامی که مولی پس از عثمان خلیفه شد، خطاب به آن حضرت گفت: «زَینْتَ الْخَلافَةَ وَ مازانَتْک وَ رَفَعْتَها وَ ما رَفَعَتْک وَ هِی الَیک احْوَجُ مِنْک الَیها» یعنی تو با قبول خلافت به آن زینت بخشیدی و جلال دادی اما خلافت تو را زینت نبخشید و جلال نداد، تو به خلافت رفعت دادی و مقامش را بالا بردی ولی خلافت به تو رفعت نداد و مقام تو را بالا نبرد، خلافت به تو نیازمندتر است از تو به خلافت.
صعصعه جزء افراد معدودی است که در شب وفات امیرالمؤمنین در تشییع جنازه آن حضرت و مراسم تدفین او در دل تاریک شب شرکت کرد. صعصعه پس از پایان تدفین، کنار قبر علی علیه السلام ایستاد، یک دست روی قلب متهیج و پر تپش خود گذاشت و با دستی دیگر مشتی از خاک برداشت و برسر خود ریخت و خطابهای پرشور و پرهیجان در مجمع خاندان و یاران خاص علی علیه السلام ایراد کرد. مرحوم مجلسی در جلد نهم بحار باب شهادت امیرالمؤمنین علیه السلام، آن خطابه عالی را نقل کرده است.