مجموعه آثار ط-صدرا - مطهری، مرتضی - الصفحة ٣٦٣ - اعترافات
کان امیرالمؤمنین علیه السلام مشرع الفصاحة و موردها و عنه اخذت قوانینها و علی امثلته حذا کل قائل خطیب و بکلامه استعان کل واعظ بلیغ و مع ذلک فقد سبق و قصروا، و تقدّم و تأخّروا. لأنّ کلامه علیه السلام الکلام الّذی علیه مسحة من العلم الالهی و فیه عبقة من الکلام النبوی.
امیرالمؤمنین آبشخور فصاحت و ریشه و زادگاه بلاغت است. اسرار مستور بلاغت از وجود او ظاهر گشت و قوانین آن از او اقتباس شد. هر گوینده سخنور از او دنباله روی کرد و هر واعظ سخندانی از سخن او مدد گرفت. درعین حال به او نرسیدند و از او عقب ماندند، بدان جهت که بر کلام او نشانهای از دانش خدایی و بویی از سخن نبوی موجود است.
ابن ابی الحدید از علمای معتزلی قرن هفتم هجری است. او ادیبی ماهر و شاعری چیره دست است و چنانکه میدانیم سخت شیفته کلام مولی است و مکرر در خلال کتاب خود شیفتگی خویش را ابراز میدارد. در مقدمه کتاب خویش میگوید:
«به حق، سخن علی را از سخن خالق فروتر و از سخن مخلوق فراتر خواندهاند. مردم همه دو فن خطابه و نویسندگی را از او فراگرفتهاند ...
همین کافی است که یک دهم بلکه یک بیستم آنچه مردم از سخنان علی گرد آورده و نگهداری کردهاند، از سخنان هیچکدام از صحابه رسول اکرم- با آنکه فصحایی در میان آنها بوده است- نقل نکردهاند، و باز کافی است که مردی مانند جاحظ در البیان و التبیین و سایر کتب خویش ستایشگر اوست.».
ابن ابی الحدید در جلد چهارم کتاب خود در شرح نامه امام به عبد اللَّه بن عباس پس از فتح مصر به دست سپاهیان معاویه و شهادت محمدبن ابی بکر، که امام خبر این فاجعه را برای عبد اللَّه به بصره مینویسد [١]، میگوید:
[١]. نامه با این جمله آغاز میشود:«امّا بَعْدُ فَانَّ مِصْرَ قَدِ افْتُتِحَتْ وَ مُحَمَّدُ بْنُ ابی بَکرٍ- رَحِمَهُ اللّهُ- قَدِ اسْتُشْهِدَ». نهج البلاغه، نامه ٣٥ از بخش نامهها.