مجموعه آثار ط-صدرا - مطهری، مرتضی - الصفحة ٣٣ - ب موج اسلامی
میشود و توان مقابله آنها با امواج مخالف فزونی میگیرد؛ گویی از نوعی خاصیت حیاتی بهره مندند و نیروی مرموز «نموّ» و رشد در آنها نهفته است.
آری، برخی از امواج اجتماعی زندهاند. امواج زنده همانهاست که از جوهر حیات سرچشمه میگیرد؛ مسیرشان مسیر حیات و جهتشان رُقاء و تکامل است.
پارهای از نهضتهای فکری، علمی، اخلاقی و هنری از آن جهت جاوید میمانند که خود زندهاند و از نیروی مرموز حیات بهره مندند.
زندهترین امواج اجتماعی، امواج و جنبشهای دینی است. پیوند این امواج و این نهضتها با جوهر حیات و فطرت زندگی از هر چیز دیگر اصیلتر است. در هیچ حرکت و در هیچ موج دیگر این اندازه نیروی حیاتی و قدرت رشد و بالندگی وجود ندارد.
تاریخ اسلام، از این نظر سخت آموزنده و تکان دهنده است. اسلام در ابتدا به صورت یک موج بسیار کوچکی پدید آمد. آن روز که حضرت محمدبن عبد اللَّه صلی الله علیه و آله از کوه حرا به زیر آمد در حالی که دنیای درونش دگرگون شده بود و با [دنیای] غیب و ملکوت اتصال یافته و از فیوضات الهی لبریز شده بود و فریاد برآورد:«قولوا لا الهَ الَّا اللَّهُ تُفْلِحوا» این موج شروع شد؛ بر خلاف هزاران امواج پرسروصدا و پر دبدبه جهان، در روزهای اول از چهاردیوار خانهای که تنها سه تن:
محمد صلی الله علیه و آله و خدیجه و علی علیه السلام را در بر میگرفت تجاوز نمیکرد. اندکی طول نکشید که به سایر خانههای مکه سرایت کرد. پس از حدود ده سال به خارج مکه بالخصوص مدینه کشیده شد و در مدت کمی به سایر نقاط جزیرة العرب امتداد یافت و در کمتر از نیم قرن دامنهاش سراسر جهان متمدن آن روز را گرفت و آوایش به همه گوشها رسید.
این موج- همانطور که خاصیت موجهای زنده است- به موازات اینکه رو به وسعت و گسترش نهاد، بر قوّت و قدرت و طول خویش افزود. هیچ دین، آیین، مسلک و نهضتی را نمیتوان یافت که در طول این چهارده قرن تحت تأثیر اسلام قرار نگرفته باشد، و هیچ نقطه متمدن را نمیتوان پیدا کرد که در آنجا اسلام نفوذ