مجموعه آثار ط-صدرا - مطهری، مرتضی - الصفحة ٣٥ - ب موج اسلامی
مانع و سدی را از جلو خود برمیدارند و هر درخت کهنسالی را که سر راه را بگیرد ریشه کن میکنند.
اسلام در تاریخ چهارده قرنی خود نه تنها ضربه و صدمهای از نهضتهای فرهنگی ندیده است، بلکه خود موجد نهضتهای عظیم فرهنگی شد؛ تمدن و فرهنگ را در خدمت خویش گرفت و رهبری کرد و به آنها جان و ایمان داد و قوی و پایدارشان ساخت.
اکنون نیز که نیمه دوم قرن بیستم است و دوران جنگ ایدئولوژیها و عقاید است، اسلام رقیب سرسختی برای آنها به شمار میرود؛ آنها را یا به خدمت خود میگمارد و یا پیروزمندانه با آنها دست و پنجه نرم میکند. چه نشانی برای جاندار بودن و جاوید ماندن بهتر از این؟!.
اسلام از طرفی پیمان خویش را با عقل، سخت استوار کرده است؛ عقل را به عنوان یکی از ارکان اصلی دین پذیرفته؛ بالاتر، پیامبر درونیاش خوانده است. از طرف دیگر، مُلک و ملکوت، دنیا و آخرت، جسم و روح، ظاهر و باطن، ماده و معنی را یکجا در نظر گرفته و همه جانبه نگریسته و از هر افراط و تفریطی دوری جسته است. از اینها گذشته، «برنامه کامل» خویش را به وسیله رهبری شایسته و مجریانی لایق به جهان عرضه کرده است.
از این رو عجیب نیست که وقتی امروز در فاصله چهارده قرن تمام، کارنامه مشعشع این آیین پاک را مطالعه میکنیم آن را مملوّ از افتخارات میبینیم.
بگذریم از گروهی مغرض و جاهل که به عللی- که بر کسی پوشیده نیست- گاه بیگاه قضاوتهای مغرضانه درباره اسلام کردهاند. وجدان جهان، ترازوی عدل الهی است. حقیقت برای همیشه مکتوم نمیماند. حقیقت، خود به تجربه نشان داده است که در نهایت امر وجدان و انصاف دشمن را بر میانگیزد.
نیرومندترین و مجهزترین مخالفان اسلام در طول این چهارده قرن، مسیحیان بودهاند. هنگامی که به تاریخچه داوری این رقیب نیرومند مینگریم میبینیم دوره به دوره به سوی انصاف گراییده است؛ و این خود از طرفی نشانه وجدان جهانی است و از طرف دیگر نشانه حقیقت اسلام است.
موجی چنان زنده که فرهنگهای جهان را در خود جذب، و عقلهای نیرومند مفکران و فلاسفه و دانشمندان را در پیشگاه خود خاضع، و انصاف دشمن را