مجموعه آثار ط-صدرا - مطهری، مرتضی - الصفحة ٣٢٢ - ممیزات خوارج
آنها به اسلام- که به هر حال جاذبه توحید اسلام و عدل و مساوات اسلام، عرب و عجم را جذب میکرد- میبایست فرهنگ و ثقافت اسلامی هم تعلیم داده شود و افراد دقیقاً با روح اسلام آشنا شوند.
خوارج بیشتر عرب بودند و غیرعرب هم کم و بیش در میان آنها بود، ولی همه آنها (اعم از عرب و غیرعرب) جاهل مسلک و ناآشنا به فرهنگ اسلامی بودند؛ همه کسریهای خود را میخواستند با فشار آوردن بر روی رکوع و سجودهای طولانی جبران کنند. علی علیه السلام روحیه اینها را همینطور توصیف میکند، میفرماید:
جُفاةٌ طَغامٌ وَ عَبیدٌ اقْزامٌ، جُمِعوا مِنْ کلِّ اوْبٍ وَ تُلُقِّطوا مِنْ کلِّ شَوْبٍ، مِمَّنْ ینْبَغی انْ یفَقَّهَ وَ یؤَدَّبَ وَ یعَلَّمَ وَ یدَرَّبَ وَ یوَلّی عَلَیهِ وَ یؤْخَذَ عَلی یدَیهِ، لَیسوا مِنَ الْمُهاجِرینَ وَ الْانْصارِ وَ لا مِنَ الَّذینَ تَبَوَّؤُا الدّارَوَ الْایمانَ [١].
مردمی خشن، فاقد اندیشه عالی و احساسات لطیف؛ مردمی پست، برده صفت، اوباش که از هر گوشهای جمع شدهاند و از هر ناحیهای فراهم آمدهاند. اینها کسانی هستند که باید اول تعلیمات ببینند. آداب اسلامی به آنها تعلیم داده شود، در فرهنگ و ثقافت اسلامی خبرویت پیدا کنند. باید بر اینها قیم حکومت کند و مچ دستشان گرفته شود نه اینکه آزاد بگردند و شمشیرها را در دست نگه دارند و راجع به ماهیت اسلام اظهار نظر کنند.
اینها نه از مهاجریناند که از خانههای خود به خاطر اسلام مهاجرت کردند و نه از انصار که مهاجرین را در جوار خود پذیرفتند.
پیدایش طبقه جاهل مسلک مقدس مآب که خوارج جزئی از آنها بودند، برای اسلام گران تمام شد. گذشته از خوارج که با همه عیبها از فضیلت شجاعت و فداکاری بهرهمند بودند، عدهای دیگر از این تیپ متنسّک به وجود آمد که این هنر را هم نداشت. اینها اسلام را به سوی رهبانیت و انزوا کشاندند، بازار تظاهر و ریا را رایج کردند. اینها چون آن هنر را نداشتند که شمشیر پولادین بر روی صاحبان قدرت بکشند، شمشیر زبان را بر روی صاحبان فضیلت کشیدند؛ بازار تکفیر و
[١] نهج البلاغه صبحی صالح، خطبه ٢٣٨.