مجموعه آثار ط-صدرا - مطهری، مرتضی - الصفحة ٢٩٦ - پیدایش خوارج
در راه خدا شهید شدهاند، منتها باید خونبهای آنان را به بازماندگانشان از بودجه اسلامی بپردازند [١] و این تنها از خصایص فقه اسلامی نیست بلکه در قوانین نظامی و جنگی جهان یک قانون مسلّم است که اگر دشمن خواست از نیروهای داخلی استفاده کند، آن نیرو را نابود میکنند تا به دشمن دست یابند و وی را به عقب برانند.
در صورتی که مسلمان و موجود زندهای را اسلام میگوید بزن تا پیروزی اسلام به دست آید، کاغذ و جلد که دیگر جای سخن نباید قرار گیرد. کاغذ و کتابت احترامش به خاطر معنی و محتواست. امروز جنگ به خاطر محتوای قرآن است.
اینها کاغذ را وسیله قرار دادهاند تا معنی و محتوای قرآن را از بین ببرند.
اما نادانی و بیخبری همچون پردهای سیاه جلو چشم عقلشان را گرفت و از حقیقت بازشان داشت. گفتند: ما علاوه بر اینکه با قرآن نمیجنگیم، جنگ با قرآن خود منکری است و باید برای نهی از آن بکوشیم و با کسانی که با قرآن میجنگند بجنگیم. تا پیروزی نهایی ساعتی بیش نمانده بود. مالک اشتر که افسری رشید و فداکار و از جان گذشته بود، همچنان میرفت تا خیمه فرماندهی معاویه را سرنگون کند و راه اسلام را از خارها پاک نماید. در همین وقت این گروه به علی فشار آوردند که ما از پشت حمله میکنیم. هرچه علی اصرار میکرد، آنها بر انکارشان میافزودند و بیشتر لجاجت میکردند. علی برای مالک پیغام فرستاد: جنگ را متوقف کن و خود از صحنه برگرد. او به پیام علی جواب داد که اگر چند لحظهای را اجازتم دهی، جنگ به پایان رسیده و دشمن نیز نابود گشته است. شمشیرها را کشیدند که یا قطعه قطعهات میکنیم یا بگو برگردد. باز به دنبالش فرستاد که اگر میخواهی علی را زنده ببینی، جنگ را متوقف کن و خود برگرد. او برگشت و دشمن شادمان که نیرنگش خوب کارگر افتاد.
جنگ متوقف شد تا قرآن را حاکم قرار دهند، مجلس حکمیت تشکیل شود و حَکمهای دو طرف بر آنچه در قرآن و سنت، اتفاقی طرفین است حکومت کنند و خصومتها را پایان دهند و یا اختلافی را بر اختلافات بیفزایند و آنچنان را آنچنانتر کنند.
علی گفت: آنها حکم خود را تعیین کنند تا ما نیز حکم خویش را تعیین کنیم.
[١] لمعه ج ١، کتاب الجهاد، فصل اول؛ و شرایع، کتاب الجهاد.