مجموعه آثار ط-صدرا - مطهری، مرتضی - الصفحة ٢٩٥ - پیدایش خوارج
گرفته شده است. پیدایش آنان در جریان حکمیت است.
در جنگ صفّین در آخرین روزی که جنگ داشت به نفع علی خاتمه مییافت، معاویه با مشورت عمروعاص دست به یک نیرنگ ماهرانهای زد. او دید تمام فعالیتها و رنجهایش بینتیجه ماند و با شکست یک قدم بیشتر فاصله ندارد. فکر کرد که جز با اشتباهکاری راه به نجات نمییابد. دستور داد قرآنها را بر سر نیزهها بلند کنند که مردم! ما اهل قبله و قرآنیم، بیایید آن را در بین خویش حَکم قرار دهیم.
این سخن تازهای نبود که آنها ابتکار کرده باشند، همان حرفی است که قبلًا علی گفته بود و تسلیم نشدند و اکنون هم تسلیم نشدهاند. بهانهای است تا راه نجات یابند و از شکست قطعی، خود را برهانند.
علی فریاد برآورد: بزنید آنها را! اینها صفحه و کاغذ قرآن را بهانه کرده، میخواهند در پناه لفظ و کتابت قرآن خودشان را حفظ کنند و بعد به همان روش ضد قرآنی خود ادامه دهند. کاغذ و جلد قرآن در مقابل حقیقت آن، ارزش و احترامی ندارد. حقیقت و جلوه راستین قرآن منم. اینها کاغذ و خط را دستاویز کردهاند تا حقیقت و معنی را نابود سازند.
عدهای از نادانها و مقدس نماهای بیتشخیص که جمعیت کثیری را تشکیل میدادند، با یکدیگر اشاره کردند که علی چه میگوید؟ فریاد برآوردند که با قرآن بجنگیم؟! جنگ ما به خاطر احیای قرآن است. آنها هم که خود تسلیم قرآناند، پس دیگر جنگ چرا؟ علی گفت: من نیز میگویم به خاطر قرآن بجنگید، اما اینها با قرآن سر و کار ندارند، لفظ و کتابت قرآن را وسیله حفظ جان خود قرار دادهاند.
در فقه اسلامی در «کتاب الجهاد» مسألهای است تحت عنوان «تَتَرُّس کفار به مسلمین». مسأله این است که اگر دشمنان اسلام در حالی که با مسلمین در حال جنگند عدهای از اسرای مسلمان را در مقدّم جبهه سپر خویش قرار دهند و خود در پشت این جبهه مشغول فعالیت و پیشروی باشند به طوری که سپاه اسلام اگر بخواهد از خود دفاع کند و یا به آنها حمله کند و جلو پیشروی آنها را بگیرد چارهای نیست جز اینکه برادران مسلمان خود را که سپر واقع شدهاند نیز به حکم ضرورت از میان بردارد، یعنی دسترسی به دشمن ستیزهگر و مهاجم امکان پذیر نیست جز با کشتن مسلمانان، در اینجا قتل مسلم به خاطر مصالح عالیه اسلام و به خاطر حفظ جان بقیه مسلمین در قانون اسلام تجویز شده است. آنها نیز در حقیقت سرباز اسلامند و