مجموعه آثار ط-صدرا - مطهری، مرتضی - الصفحة ١٦٧ - ایمان اجباربردار نیست
مطلب بحث میکنیم. یک حدیث مختصر برایتان بخوانم و تدریجاً عرایض خودم را خاتمه بدهم.
در حدیث است (در بحار) که امیرالمؤمنین علی علیه السلام بر منبر بود. به مردم فرمود (جملهای که همیشه تکرار میفرمود): «ایهَاالنّاسُ سَلونی قَبْلَ انْ تَفْقِدونی» [١] قبل از اینکه مرا در میان خود درنیابید هرچه سؤال دارید از من بپرسید و هرچه بپرسید من جواب میدهم. من به راههای آسمان از راههای زمین آگاهترم؛ یعنی از زمین میخواهید بپرسید، از آسمان میخواهید بپرسید، محدودیتی نیست. یک وقت دیدند شخصی که قیافهاش نشان میداد از مهوّده عرب یعنی از عربهای یهودی است- هم قیافهاش نشان میداد که عرب است و هم طرز لباس و قیافهاش نشان میداد که یهودی است. علامتی گفتهاند: یک آدم مثلًا باریک اندام بلند قد سیاه چرده که کمانی هم انداخته بود- از گوشه مجلس بلند شد، شروع کرد با خشونت صحبت کردن: «ایهَا الْمُدَّعی ما لا یعْلَم» ای آدم پر مدّعا که چیزی را که نمیدانی ادعا میکنی! این حرفها چیست که از همه جا از من بپرسید؟! آیا واقعاً تو میتوانی هرچه از تو بپرسند جواب بدهی؟! شروع کرد به هتّاکی کردن نسبت به علی علیه السلام با اینکه خلیفه است. مثل اینکه او میدانست که علی چه روشی دارد و کسی نیست که اگر کسی به او فحش هم بدهد فوراً بگوید گردنش را بزنید. چون جسارت کرد، اصحاب یکمرتبه از جا حرکت کردند و میخواستند به او حمله کنند. فوراً علی جلوشان را گرفت. جملهای دارد که من به اعتبار آن جمله این حدیث را نقل کردم، فرمود: «الطَّیشُ لایقومُ بِهِ حُجَجُ اللَّهِ» [٢] با فشار، حجج الهی را نمیشود اقامه کرد. حرفی زده و به من گفته؛ سؤالی دارد بگذارید بیاید پیش من سؤالش را بکند. اگر جواب دادم خودش از عملش پشیمان میشود. شدیداً جلوی آنها را گرفت. با خفه شو، گم شو، کتکش بزنید، پدرت را درمیآوریم، این فضولیها یعنی چه [حجج الهی اقامه نمیشود.] اگر میخواهید حجت الهی را اقامه کنید راهش این نیست، راهش نرمش و ملایمت است، چون سروکار با دل است، سروکار با فکر است، سروکار با روح است. وقتی که مقام، مقام دعوت و تبلیغ اسلام میشود، مطلب از این قبیل است.
[١] سفینة البحار، ج ١/ ص ٥٨٦.[٢] همان.