مجموعه آثار ط-صدرا - مطهری، مرتضی - الصفحة ١٣٦ - درخواستهای موسی علیه السلام از خدا
السّلام) مطلب را طرح میکند که به حسب ظاهر جریان دیگری هست: موسی حرکت کرده که به مصر برگردد، زنش درد زایمان میگیرد و او به دنبال آتش برای آتشگیره میرود که همسر خودش را در این سرما گرم کند. در وادی مقدس مواجه با وحی الهی میشود، برای اولین بار وحی به او میرسد و بعد هم مأموریت برای رساندن پیام الهی به فرعون و فرعونیها. موسی به مقامی رسیده است که نایب نبوت است. پس یک آدم عادی نیست که چنین سخنی گفته باشد. وقتی که به او میگویند برو پیام خدا را به فرعون و فرعونیها ابلاغ کن، احساس میکند بار بسیار سنگین و رسالت فوق العاده مشکلی به دوش او گذاشته شده است. با این جملهها یک سلسله تقاضاها میکند:«رَبِّ اشْرَحْ لی صَدْری» پروردگارا به من شرح صدر بده. «شرح صدر» خلاصه معنیاش این است: ظرفیت روحی بسیار وسیع و تحمل فوق العاده زیاد. خدایا بر ظرفیت روحی من بیفزا. «وَ یسِّرْلی امْری» کار مرا بر من آسان گردان.
پس احساس میکند که کاری است ثقیل و سنگین. «وَ احْلُلْ عُقْدَةً مِنْ لِسانی» گرهی را (یا گره را) از زبان من باز کن. بعضی چنین فکر میکنند که مقصود از اینکه «گره از زبان من باز کن» این است که موسی اندکی زبانش میگرفته و مثلًا «سین» را خوب تلفظ نمیکرده است. حتی گفتهاند آن وقتی که بچه بود و فرعون میخواست امتحانش کند و آتش سرخ شده به دهانش گذاشت [زبانش دچار لکنت شد]. خیال نمیکنم اینها اساسی داشته باشد. «گره را از زبان من باز کن» ظاهراً همان است که قرآن مکرر روی آن تأکید میکند که پیغمبر ابلاغش باید ابلاغ مبین و پیام رساندنش باید روشن و آشکار و آشکارکننده و راهنمایانه باشد، چون بعدش میفرماید: «یفْقَهوا قَوْلی» تا سخن مرا درک کنند، من بتوانم پیام تو را وارد فهم مردم کنم و مردم بفهمند. فهم کردن یعنی روشن شدن، درک کردن، واضح شدن مطلب برای شخص. «وَ اجْعَلْ لی وَزیراً مِنْ اهْلی. هارونَ اخی. اشْدُدْ بِهِ ازْری. وَ اشْرِکهُ فی امْری. کی نُسَبِّحَک کثیراً. وَ نَذْکرَک کثیراً» [١] پروردگارا این بار خیلی سنگین است، برای من کمک بفرست. انسانی را که خودش پیشنهاد میکند، برادرش هارون است:
پروردگارا برادرم هارون را وزیر- که معنی لغویاش معاون است- و کمک من قرار بده، و او را در این کار با من شریک گردان. چرا؟ برای اینکه به اصطلاح راندمان کار
[١] طه/ ٢٥- ٣٤.