مجموعه آثار ط-صدرا - مطهری، مرتضی - الصفحة ١٣٨ - خطاب قرآن به رسول اکرم
باشیم و بارِ بسیار سنگینی (مثلًا عده زیادی انسان یا یک شئ سنگین) روی آن باشد که این چوبها صدایش دربیاید و به اصطلاح معروف جرق و جرق بکند، میگویند: «انْقَضَ» یا «نَقَضَ» و یا نظیر این تعبیر. وقتی میخواهد بگوید این بار آنچنان سنگین بود که گویی صدای مهرههای پشت تو داشت شنیده میشد، میفرماید: «انْقَضَ ظَهْرَک».
وَ رَفَعْنا لَک ذِکرَک..
ما نام تو را در همه جا بلند کردیم.
باز سخن از سختی کار است:
«فَانَّ مَعَ الْعُسْرِ یسْراً. انَّ مَعَ الْعُسْرِ یسْراً. فَاذا فَرَغْتَ فَانْصَبْ. وَ الی رَبِّک فَارْغَبْ.» [١].
پیغمبر! سخت است کار، اما اگر انسان سختیها را تحمل کند، با سختی سستی هست؛ یعنی سستیها در شکم سختیهاست، هر سختی در درون خودش سستی دارد.
معنایش این است: صبر کن، استقامت بورز. «فَانَّ مَعَ الْعُسْرِ یسْراً». بار دیگر تأکید کرد: «انَّ مَعَ الْعُسْرِ یسْراً» که پیغمبر از این آیه چنین احساس کرد که همراه هر سختی دو آسانی خواهد بود، که چهره مبارکش شکفته شد و بعد هی تکرار میکرد، میفرمود که یک سختی با دو سستی چه خواهد کرد؟! خدای من به من وعده آسانی و وعده سستی همراه این سختیها داده است. «فَاذا فَرَغْتَ فَانْصَبْ. وَ الی رَبِّک فَارْغَبْ».
اگر این آیه را مقایسهای با آیه موسی کرده باشید و بعد این جمله متواتر میان شیعه و سنّی را در نظر بگیرید که پیغمبر راجع به علی علیه السلام فرمود:
[١] انشراح/ ١- ٨.