مجموعه آثار ط-صدرا - مطهری، مرتضی - الصفحة ١٢٩ - تصاحب کالای کفار قریش و مسأله استخدام وسیله
نبود این مال احترام نداشت.
در موارد دیگر، مسأله از این قبیل نیست بلکه از قبیل اهم و مهم است که فقها در باب مقدمه واجب، بالخصوص، مطرح کردهاند که در این مورد هم باید توضیحی برایتان عرض کنم:
سخن ما در اینکه هدف وسیله را مباح نمیکند و نیز سخن علامه طباطبائی در هدف نبوت، این بود که ما در راه ایمان، برای حفظ و تقویت ایمان مردم، در راه دعوت مردم به حق و حقیقت و اسلام، نباید از باطل استفاده کنیم؛ یعنی ایمان و دعوت به راه حق، طبیعتش یک طبیعتی است که وسیله پوچ و باطل نمیپذیرد.
سخن ما در اینجا بود نه در جای دیگر. آیهای که ایشان به آن استدلال میکنند آیه بسیار عتاب آمیزی نسبت به پیغمبر اکرم است:
«وَلَوْلا انْ ثَبَّتْناک لَقَدْ کدْتَ تَرْکنُ الَیهِمْ شَیئاً قَلیلًا. اذاً لَاذَقْناک ضِعْفَ الْحَیوةِ وَ ضِعْفَ الْمَماتِ.» [١].
پیغمبر! اگر عنایت الهی نبود نزدیک بود لغزش کنی. حالا لغزش پیغمبر چه بوده؟ آن طور که در تفاسیر نوشتهاند نه این است که پیغمبر لغزش کرده است؛ شاید تصورکی برای پیغمبر پیدا شده ولی فوراً تصمیم به خلافش گرفته است. قرآن در عین حال عتابش میکند. آنها گفتند: یا رسول اللَّه! به ما اجازه بده برای اینکه اسلام اختیار کنیم یک سال نماز نخوانیم، یا یک سال متعرّض بتهای ما نشو. پیغمبر چنین تصمیمی نگرفت ولی شاید در قلب او خطور کرد که برای هدایت اینها و برای خدا یک مداهنهای، یک سازشی، یک مماشاتی کنم (نظیر آنچه که از علی علیه السلام میخواستند که برای خدا با معاویه مماشات کن). نه، طبیعت ایمان این مداهنهها و این مماشاتها را نمیپذیرد. اگر مسأله ایمان و حقیقت مطرح نبود، بلکه مسأله حقوق اجتماعی و حقوق افراد [مطرح بود مانعی نداشت]. مثلًا برای نجات جان یک فرد چه مانعی دارد که انسان دروغ هم بگوید، بعد هم کشف بشود که او این دروغ را برای نجات جان وی گفته است. عیبی ندارد. ولی من بخواهم مردم را دعوت به خدا
[١] أسری/ ٧٤ و ٧٥.