روض الجنان و روح الجنان في تفسير القرآن - الرازي، ابوالفتوح - الصفحة ٤٢٥ - ترجمه
وَ إِنِّي كُلَّمٰا دَعَوْتُهُمْ [١] ،و نيز گفت:بار خدايا هرگه [كه] [٢]من ايشان را بخواندم تا تو خداى به كرم ايشان را بيامرزى [٣]،انگشتها در گوش نهادند و اصرار كردند در كفر. وَ اسْتَغْشَوْا ثِيٰابَهُمْ ،و جامهها در روى كشيدند تا مرا نبينند.أى اتّخذوها غاشية،[يعنى] [٤]آن را پوشش روى كردند.زجّاج گفت:الاستغشاء طلب التّغشي،و معنى همان است كه گفتيم. وَ أَصَرُّوا ،و بر كفر مقام كردند و اصرار نمودند.و اصرار جز در بدى به كار ندارند،لا يقال:أصرّ على الحقّ،انّما يقال:
اصرّ على الباطل و أقام على الحقّ و مرّ عليه و استمرّ [٥]. وَ اسْتَكْبَرُوا اسْتِكْبٰاراً ،و استكبار كردند و بزرگى نمودند و ترفّع كردند.
ثُمَّ إِنِّي دَعَوْتُهُمْ جِهٰاراً ،آنگه ايشان را دعوت كردم به بانگ بلند و آنگه دعوت آشكارا كردم [٦]،و نيز در سرو پوشيدگى دعوت كردم،يعنى به هر وجه از وجوه كه ممكن بود كه دعوت توان كردن من دعوت كردم و تقصير نكردم،هيچ سود نداشت[٧٩-پ]با ايشان،چنان كه در مثل گفتند:خرمن به هر [٧]باد كه [٨]جست افشاندم [٩].
فَقُلْتُ اسْتَغْفِرُوا رَبَّكُمْ ،و بگفتم ايشان را كه از خداى آمرزش خواهيد كه او آمرزنده است.
يُرْسِلِ السَّمٰاءَ عَلَيْكُمْ مِدْرٰاراً ،تا باران فروفرستد بر شما ترنده پياپى شبانروزى.
در خبر است كه:در عهد عمر خطّاب سالى در مدينه قحطى بود عظيم.
[١] .اساس+جهارا(؟)با توجّه به آد و ديگر نسخه بدلها زايد مىنمايد،آد و ديگر نسخه بدلها+لتغفر لهم.
[٤] [٢] .اساس:ندارد،با توجّه به آد و ديگر نسخه بدلها افزوده شد.
[٣] .آد و ديگر نسخه بدلها+ جَعَلُوا أَصٰابِعَهُمْ فِي آذٰانِهِمْ ،ايشان.
[٥] .اساس:و استمرّوا،با توجّه كا تصحيح شد.
[٦] .آد و ديگر نسخه بدلها+ ثُمَّ إِنِّي أَعْلَنْتُ لَهُمْ .
[٧] .اساس:نهان،با توجّه به آد و ديگر نسخه بدلها تصحيح شد.
[٨] .آد و ديگر نسخه بدلها:بادى كه.
[٩] .آد و ديگر نسخه بدلها:افشانديم.