روض الجنان و روح الجنان في تفسير القرآن - الرازي، ابوالفتوح - الصفحة ٣١٩ - ترجمه
قوله: أَيُّكُمْ أَحْسَنُ عَمَلاً ،مبتدا و خبر است.
قوله تعالى: اَلَّذِي خَلَقَ سَبْعَ سَمٰاوٰاتٍ طِبٰاقاً ،آن خدايى كه بيافريد هفت آسمان را طبق بر بالاى طبق [١]نهاده [٢]،و يقال:أطبقت الشّىء اذا جعلت بعضه فوق بعض.أبان بن تغلب گفت:شنيدم از اعرابى كه كسى [٣]را ذم مىكرد مىگفت:شرّه طباق و خيره غير باق.و نصب«طباقا»بر حال است.و بعضى به اين آيت استدلال كردهاند بر آنكه آسمان كرى [٤]نيست كه آنچه مطبّق بود مسطّح باشد [٥]شكل كره ندارد،و اين[معنى] [٦]معتمد نيست براى آنكه ممكن بود كه مطبّق باشد طبق از بالاى طبق،و اگرچه جملۀ او در تدوير شكل كره دارد و[از] [٧]اين امتناع نيست مسلمانان را چون به ادلّۀ قاهره درست شد [٨]كه آن را خالقى و مدبّرى و مصرّفى هست كه مىدارد و مىگرداند.
آنگه گفت: مٰا تَرىٰ فِي خَلْقِ الرَّحْمٰنِ مِنْ تَفٰاوُتٍ ،حمزه[٦٢-ر]و كسائى و اعمش و يحيى«تفوّت»خواندند بى«الف»على تفعّل،و باقى قرّاء«تفاوت» خواندند على تفاعل،و اصل كلمه از«فوت»باشد،و چيزهاى مخالف را براى آن متفاوت خوانند كه بهرى از بهرى فايت باشد،و معنى يكى است كالتّعهّد و التّعاهد و التّجمّل و التّجامل،گفت:در خلق خداى تعالى تفاوتى نبينى،يعنى كما بيشى و تناقضى و تباينى و اختلافى از روى حكمت نه از روى منظر،بل جمله مستقيم است و مستوى.و در قرائت عبد اللّٰه عبّاس آمد كه او خواند:«من
[١] .كا:طباق.
[٢] .اساس:نهاد،با توجّه به آد و ديگر نسخه بدلها تصحيح شد.
[٣] .آد و ديگر نسخه بدلها:يكى.
[٤] .كذا:در اساس و ديگر نسخه بدلها،چاپ شعرانى(٢١٠/١١)كروى.
[٥] .آد و ديگر نسخه بدلها:بود و.
[٧] [٦] .اساس:ندارد،با توجّه به آد و ديگر نسخه بدلها افزوده شد.
[٨] .آد،گا:شده.