روض الجنان و روح الجنان في تفسير القرآن - الرازي، ابوالفتوح - الصفحة ١٧٣ - ترجمه
روى فراز كند،و زن سليطه را و آن [١]را كه نگار كند،و آن را كه بر دست او نگار كنند [٢].و عمر در عهد خود نايحهاى را به درّه مىزد مقنع [٣]از سرش بيفتاد، [گفتند:يا فلان [٤]مقنع [٥]از سرش بيفتاد] [٦]،گفت:او را حرمتى نباشد كه او فاسقه است.
و قوله: فَبٰايِعْهُنَّ ،«فا»جواب«إذا»است،براى آنكه«اذا»متضمّن معنى شرط است و او را جواب بايد،گفت [٧]:بيعت كن ايشان را. وَ اسْتَغْفِرْ لَهُنَّ اللّٰهَ ،و براى ايشان از خداى آمرزش خواه كه خداى تعالى آمرزندۀ گناه است و بخشاينده.
يٰا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا لاٰ تَتَوَلَّوْا قَوْماً ،آنگه خطاب كرد با مؤمنان گفت:اى گرويدگان تولاّ مكنيد به قومى كه خداى بر ايشان خشم گرفته است.گفتند:
سبب نزول آيت آن بود كه جماعتى از درويشان مسلمان بيامدندى به نزديك جهودان و به ايشان تقرّب كردندى به اخبارى كه ايشان بگفتندى از [٨]مسلمانان و چيزى كه از ايشان [٩]بستدندى از ميوه [١٠]،خداى تعالى گفت:تولاّ مكنيد به قومى كه خداى بر ايشان خشم گرفته است.
آنگه وصف كرد ايشان را،گفت [١١]:ايشان نوميدند از ثواب آخرت چنان كه كافران نوميدند از اهل گورها.در معنى او دو قول گفتند:يكى آنكه چنان كه
[١] .آد و ديگر نسخه بدلها:آنان.
[٢] .كا:و آن را كه بر دست او نگار كنند و نگاركننده را.
[٥] [٣] .آد و ديگر نسخه بدلها:مقنعه.
[٤] .كا:عمر.
[٦] .اساس:ندارد،با توجّه به آد و ديگر نسخه بدلها افزوده شد.
[٧] .آد و ديگر نسخه بدلها:يعنى.
[٨] .آد و ديگر نسخه بدلها:از آن.
[٩] .آد،گا:مسلمانان كه چيزى از ايشان،كا:مسلمانان و چيزى از ايشان.
[١٠] .اساس و ديگر نسخه بدلها:ندارد.
[١١] .آد و ديگر نسخه بدلها+ قَدْ يَئِسُوا مِنَ الْآخِرَةِ كَمٰا يَئِسَ الْكُفّٰارُ .