روض الجنان و روح الجنان في تفسير القرآن - الرازي، ابوالفتوح - الصفحة ٤٤١
بايستد [١]بندۀ خداى مىخواند او را،نزديك آن بود كه بهرى بر سر بهرى افتند [٢].
بگو بهدرستى مىخوانم پروردگار خود و شرك نيارم [٣]به او كسى را.
بگو من نه پادشاهى مر شما را زيانى و نه راه راست.
بگو كه من نرهاند مرا از خدا هيچكس و نيابم [٤]از بيرون او پناهى.
مگر رسانيدنى از خداى و پيغامهاى [٥]او،و هركه نافرمان شود خداى را و رسول او را كه باشد او را آتش دوزخ جاويدان اندر آنجا هميشه.
تا آنگاه كه ببينند[آنچه] [٦]وعده كنندشان زود باشد كه بدانند كيست سستتر به يارى و كمتر به ياران.
بگو ندانم [٧]كه نزديك است آنچه[وعده] [٨]كنند شما را يا كند براى او خداى من مهلتى.
داناى نهان و نرساند بر نهانى
[١] .اساس:كلمه به صورت«باشد»هم خوانده مىشود.
[٢] .اساس:بر او مال بسيار،با توجّه به ترجمۀ دوبارۀ آيه در متن تفسير همين نسخه تصحيح شد.
[٣] .اساس:نيارم،با توجّه به معنى و ضبط چاپ شعرانى(٢٨٣/١١)تصحيح شد.
[٤] .اساس:و نيابند،با توجّه به ضبط چاپ شعرانى تصحيح شد.
[٥] .اصل ترجمه بدين صورت بود:پيغمبران،با توجه به ترجمه دوبارۀ آيه در متن تفسير تصحيح شد.
[٦] .اساس:ندارد،با توجّه به چاپ شعرانى(٢٨٤/١١)افزوده شد.
[٧] .اساس:دانم،با توجّه به ترجمۀ آيه در متن تفسير،تصحيح شد.
[٨] .اساس:ندارد،با توجّه به ترجمۀ آيه در متن تفسير،افزوده شد.