روض الجنان و روح الجنان في تفسير القرآن - الرازي، ابوالفتوح - الصفحة ٤٣٩
بگرويديم بدو و هرگز انباز نياريم كسى را[به پروردگار خود] [١].
و بهدرستى كه او برتر است بزرگوارى [٢]پروردگار ما نگرفت زنى و نه فرزندى.
بهدرستى كه او بود مىگفت بىخردى ما بر خداى بيدادى.
و بهدرستى كه پنداشتيم كه هرگز نگويند آدميان و پريان بر خداى دروغ.
و بهدرستى او بود مردانى[از انسيان] [٣]بازداشت مىخواستند مردانى از پريان بيفزود[ند] [٤]ايشان را گريختن.
و بهدرستى كه گمان بردند چنان كه گمان برديد كه هرگز بر نينگيزد خداى كسى را.
و بهدرستى كه ما پيچيديم آسمان را بيافتيم آن را پر كرده شده پاسبانى سخت و ستارگانى جهنده.
بوديم بنشستيم از آن نشستنگاهها براى شنيدن هركه گوش دارد اكنون بيابد [٥]مر او را ستارهاى جهنده[ باجبان] [٦].
و ما
[١] .اساس و ديگر نسخه بدلها:ندارد،با توجّه به چاپ شعرانى و مفهوم جمله آورده شد.
[٢] .كلمه به صورت«بزرگواريست»هم خوانده مىشود.
[٤] [٣] .اساس:ندارد،با توجّه به ترجمۀ آيه در متن تفسير افزوده شد.
[٥] .اساس:بياريد،با توجّه به فحواى كلام و مأخذ معتبر تصحيح شد.
[٦] .اساس:ندارد،با توجّه به متن تفسير افزوده شد.