روض الجنان و روح الجنان في تفسير القرآن - الرازي، ابوالفتوح - الصفحة ٣٤٠ - ترجمه
از اميرالمؤمنين -على-عليه الصّلاة و السّلام-روايت كردند كه او گفت:
بلهوت [١]بود و يكى گفت در بعضى اراجيز [٢]:
ما لي أراكم كلّكم سكوتا
و اللّٰه ربّي خلق البلهوتا [٣]
راويان اخبار گفتند:چون خداى تعالى زمين بيافريد و بشكافت آن را و هفت زمين كرد،از زير عرش فرشتهاى را بفرستد تا در زير هفتم زمين شد و هفت زمين [٤]بر دوشش گرفت و دستها بكشيد يكى به مشرق[رسيد] [٥]و يكى به مغرب،و به قبضهاى خود زمين [٦]بگرفت و بداشت او را قرار قدم نبود،خداى تعالى از فردوس گاوى بفرستاد[كه] [٧]او را چهل هزار سر [٨]بود و چهل هزار قوائم،و قرار[قدم] [٩]آن فرشته بر سنام آن گاو كرد،قدمش قرار نگرفت [١٠].
پارهاى ياقوت سبز فرستاد از فردوس اعلى،كثافت او پانصدساله راه.قدم آن فرشته بر او قرار گرفت و سرهاى [١١]آن گاو از اقطار زمين بيرون آمده است و مناخر او در درياست،دم مىزند و بازمىگيرد،و اين جذر [١٢]و مدّ كه تو بينى [١٣]از آن است.قوائم اين گاو را جاى قرار نبود،خداى تعالى سنگى سبز بفرستاد [١٤]كثافت او چند كثافت هفت آسمان و هفت زمين.قوائم گاو برآن قرار گرفت، و اين [١٥]صخره آن است كه لقمان گفت پسرش را: يٰا بُنَيَّ إِنَّهٰا إِنْ تَكُ مِثْقٰالَ حَبَّةٍ مِنْ خَرْدَلٍ فَتَكُنْ فِي صَخْرَةٍ [١٦].صخره را جاى قرار نبود،خداى تعالى نون را
[١] .كذا:در اساس و ديگر نسخه بدلها،چاپ قرطبى(٢٢٤/١٨):البهموت.
[٢] .اساس:اراجفه،با توجّه به آد و ديگر نسخه بدلها تصحيح شد.
[٣] .كذا:در اساس و ديگر نسخه بدلها،تفسير قرطبى(٢٢٤/١٨):البهموتا.
[٦] [٤] .آد و ديگر نسخه بدلها+را.
[٩] [٧] [٥] .اساس:ندارد،با توجّه به آد و ديگر نسخه بدلها افزوده شد.
[٨] .آد،گا:سرو.
[١٠] .آد و ديگر نسخه بدلها:نمىگرفت.
[١١] .آد،گا:سروهاى.
[١٢] .كا:جزر.
[١٣] .آد و ديگر نسخه بدلها:كه مىبينيد.
[١٤] .آد و ديگر نسخه بدلها:بيافريد.
[١٥] .آد و ديگر نسخه بدلها:آن.
[١٦] .سورۀ لقمان(٣١)آيۀ ١٦،آد و ديگر نسخه بدلها+الآية.