روض الجنان و روح الجنان في تفسير القرآن - الرازي، ابوالفتوح - الصفحة ٢٩٢ - ترجمه
وَ اللّٰهُ مَوْلاٰكُمْ ،خداى تعالى به شما اولىتر است ازآنكه شما به خود.
وَ هُوَ الْعَلِيمُ الْحَكِيمُ ،و او دانا و محكم كار است.
آنگه خداى تعالى فرمود تا كفّارت سوگند بكرد و كنيزك را به نزديك خود آورد. وَ إِذْ أَسَرَّ النَّبِيُّ إِلىٰ بَعْضِ أَزْوٰاجِهِ ،گفت:ياد كن چون رسول-صلّى اللّٰه عليه و آله و سلّم-سرّ گفت با بعضى زنان خود،يعنى با حفصه.حديثا،حديث،يعنى حديث تحريم ماريه.و گفتند:سرّ آن بود كه عائشه مطّلع شد بر حديث ماريه در خانۀ حفصه.رسول-صلّى اللّٰه عليه و آله و سلّم-او را گفت:اين سرّى است نزديك تو و امانتى با كس نگويى،او با حفصه بگفت،بر اين قول مراد به بَعْضِ أَزْوٰاجِهِ ،عائشه باشد.
سعيد جبير گفت از عبد اللّٰه عبّاس كه:سرّ آن بود كه رسول-صلّى اللّٰه عليه و آله و سلّم-يك روز عائشه را گفت:من با تو سرّى دارم خواهم گفت [١]، نگر تا با كس نگويى و اين امانتى است مرا به نزديك تو.گفت:آن چيست؟گفت:
پدر تو و پدر حفصه،از پس من امامت خواهند كردن،و پس ايشان عثمان.در حال كه رسول-صلّى اللّٰه عليه و آله و سلّم-از خانه [٢]بيرون رفت،او [٣]ديوار حفصه بكوفت و او را خبر داد و او ديگرى را خبر داد تا اين [٤]منتشر شد،و گفتند:عائشه با پدر بگفت بر سبيل بشارت. فَلَمّٰا نَبَّأَتْ بِهِ ،چون خبر داد بدان [٥]، يعنى عائشه. وَ أَظْهَرَهُ اللّٰهُ عَلَيْهِ ،و خداى تعالى رسول را برآن مطّلع گردانيد بر افشاى آن سرّ. عَرَّفَ بَعْضَهُ ،بهرى از آن تعريف كرد و با روى او آورد. وَ أَعْرَضَ عَنْ بَعْضٍ ،و از بهرى عدول كرد.
عامّۀ قرّاء خواندند: عَرَّفَ ،به تشديد،مگر كسائى كه«عرف»خواند،و در
[١] .آد و ديگر نسخه بدلها:سرّى خواهم گفتن.
[٢] .آد و ديگر نسخه بدلها:حجره.
[٣] .آد و ديگر نسخه بدلها:عائشه.
[٤] .آد و ديگر نسخه بدلها:آن خبر.
[٥] .آد و ديگر نسخه بدلها:به آن سرّ.