روض الجنان و روح الجنان في تفسير القرآن - الرازي، ابوالفتوح - الصفحة ٢٣٨ - ترجمه
به«واو»و نصب«نون»عطفا على قوله: فَأَصَّدَّقَ .ابو عمرو را گفتند:چرا«واو» در مصحفها نيست؟گفت:از كتابت بيوفتاد [١]چنان كه بيوفتاد [٢]في قولهم:
«كلمن»و الأصل«كلمون» [٣]،و فرّاء گفت:در بعضى از مصاحف عبد اللّٰه مسعود ديدم كه[قوله تعالى] [٤]: فَقُولاٰ لَهُ قَوْلاً لَيِّناً [٥]نوشته بود:«فقلا»«واو»در كتابت نبود [٦]در قرائت بود.و وجه قرائت عامّه قرّاء آن است كه:«و اكن»جزم است على محلّ«فاصّدّق»كه او را چون«فا»از او بيفگنند [٧]مجزوم[باشد] [٨]،چنان كه هلاّ تأتينا فتحدّثنا،و چون«فا»نباشد تحدّثنا آنچه بر او عطف بود هم مجزوم باشد نصب بر لفظ باشد و جزم بر محلّ،و على هذا قول الشّاعر[فى القديم] [٩]:
فأبلوني بليّتكم لعلّي
اصالحكم و استدرج نويّا
وَ لَنْ يُؤَخِّرَ اللّٰهُ نَفْساً إِذٰا جٰاءَ أَجَلُهٰا
،خداى تعالى جواب داد ايشان را [و] [١٠]گفت:خداى تأخير نكند[٤٦-ر] هيچكس را چون اجل ايشان و وقت مرگشان فراز آيد [١١]. وَ اللّٰهُ خَبِيرٌ بِمٰا تَعْمَلُونَ ،و خداى تعالى عالم است با آنچه شما مىكنيد.
[٢] [١] .آد،كا:بيفتاد.
[٣] .اساس:يكلمون،با توجّه به آد و ديگر نسخه بدلها تصحيح شد.
[١٠] [٩] [٨] [٤] .اساس:ندارد،با توجّه به آد و ديگر نسخه بدلها افزوده شد.
[٥] .سورۀ طه(٢٠)آيۀ ٤٤.
[٦] .آد،گا:فقلا نوشته بود بىواو،در كتابت واو نبود و.
[٧] .آد و ديگر نسخه بدلها:بيفگندند.
[١١] .آد،كا:فرود آمد،گا:فرود آمد.