روض الجنان و روح الجنان في تفسير القرآن - الرازي، ابوالفتوح - الصفحة ٢٢٨ - ترجمه
و اصحاب او،و قصّۀ او [١]چنان بود كه اهل سير گفتند اين بود كه:رسول -صلّى اللّٰه عليه و آله و سلّم-شنيد كه بنو المصطلق مجتمع شدهاند بر حرب،و قائد ايشان حارث بن ابي ضرار بود-پدر جويريه [٢]كه زن رسول بود.چون رسول-صلّى اللّٰه عليه و آله و سلّم-خبر يافت از ايشان،بيرون شد به روى ايشان.ايشان را بر سر آبى ديد از آبهاى مريسيع گفتند از ناحيۀ قديد به ساحل.چون دو لشكر روى به هم آوردند و كارزار [٣]در پيوستند [٤]، بنو المصطلق به هزيمت برفتند و جماعتى را بكشتند از ايشان بسيار.رسول -صلّى اللّٰه عليه و آله و سلّم-زنان و كودكان ايشان را به بردگى آورد،و مالهاى ايشان به غنيمت برگرفت.و مردى را از جملۀ مسلمانان مجروح بكردند من بني كلب بن عوف بن عامر،نام او هشام ضبابه [٥]،مردى از انصاريان او را مجروح بكرد از قوم عبادة بن الصّامت به غلط كه پنداشت كه از جملۀ كافران است.
مردم در آن بودند،عمر خطّاب را مزدورى بود از بنى غفار نام او جهجاه بن سعيد،او مىآمد و اسپى از آن عمر در دست گرفته به سر آب آمد [٦].با مردى خصومت افتاد او را،نام او سنان الجهنيّ حليف بنى الخزرج.
چون خصومت ميان ايشان سخت شد،جهنىّ آواز داد:يا معشر الأنصار، و غفارىّ آواز داد [٧]:يا معشر المهاجرين.مردى از مهاجران به يارى جهجاه شد نام او جعال.عبد اللّٰه ابىّ گفت[بر طريق استهزاء:اى جعال تو اين جايى؟
[١] .اساس:اين،با توجّه به آد و ديگر نسخه بدلها تصحيح شد.
[٢] .اساس:جويره،با توجّه به آد و ديگر نسخه بدلها تصحيح شد.
[٣] .آد:كالزار.
[٤] .آد،گا:در پيوست.
[٥] .اساس:حنبابه،با توجّه به كا تصحيح شد.
[٦] .آد،گا:مىآورد.
[٧] .آد و ديگر نسخه بدلها+كه.