فقه اهل بیت علیهم السلام - فارسی - موسسه دائرة المعارف فقه اسلامی - الصفحة ٩ - بيعت (٢) آیة الله محمد مؤمن قمى
«اى مردم؛ خداوند سبحان، به واسطه ولايتم بر امر شما و جايگاه و منزلتى كه در ميان شما براى من تعيين كرد، بر شما براى من حقى قرار داد و بر من نيز براى شما حقى مانند آن قرار داد. حق، وسيعترين اشياء در مقام توصيف و تنگترين اشياء در مقام اجرا و انصاف است. حق به نفع كسى نخواهد بود، مگر اينكه عليه او نيز جريان پيدا مىكند و عليه كسى نخواهد بود، مگر اينكه به نفعش نيز جريان خواهد داشت».
اين فقرات دلالت دارد كه همه حقى كه براى امام وجود دارد، از طرف خداوند و به لحاظ ولايت او بر امور مسلمين و جايگاهى است كه خداوند او را در آن قرارداده است ؛ پس اين حق همانند اصل جايگاه ولايت بر امور مردم است، الهى و از طرف خداوند است.
٤ ـ باز در همين خطبه فرمودند:
يا معشر المهاجرين و الأنصار و جماعة من سمع كلامي، أو ما أوجبتم لي على أنفسكم الطاعة؟ أما بايعتموني على الرغبة؟ ألم آخذ عليكم العهد بالقبول لقولي؟ أما كانت بيعتي لكم أوكد من بيعة أبي بكر و عمر؟ فما بال من خالفني لم ينقض عليهما حتّى مضيا و نقض عليّ ولم يف لي؟ أما تعلمون أنّ بيعتي تلزم الشاهد منكم و الغائب؟ فما بال معاوية و أصحابه طاعنين في بيعتي و لم لم يفوا بها لي و أنا في قرابتي و سابقتي و صهري أولى بالأمر ممّن تقدّمني...؛ (٦)
«اى گروه مهاجرين و انصار و تمامى كسانى كه صداى مرا مىشنويد، آيا شما برخودتان اطاعت مرا واجب نكرديد؟ آيا با رغبت و ميل خودتان با من بيعت نكرديد؟ آيا من از شما عهد نگرفتم كه سخن مرا قبول كنيد؟ آيا بيعت من با شما محكمتر از بيعت ابوبكر و عمر نبود؟ چرا آنان كه با من مخالفت مىكنند با آن دو مخالفت نكردند و عهدشان را نشكستند، ولى عهد مرا نقض كردند و به من وفا نكردند؟ آيا نمىدانيد كه بيعت من بر شاهد و غايب شما لازم و واجب است؟ پس چرا معاويه واصحاب او بيعت مرا شكستند و به آن وفا نكردند در حالى كه
(٦) تمام نهج البلاغه، خطبه ٦١، ص٥١٠.