فقه اهل بیت علیهم السلام - فارسی - موسسه دائرة المعارف فقه اسلامی - الصفحة ١٨٥ - تقيه مداراتى و جايگاه آن در انسجام اسلامى محمد رحمانى
ملاحظه مىشود كه احمد بن حنبل حاضر نيست در اين پرسش و پاسخ مطلب واقعى را بگويد و اين به جهت ملاحظه ترس و وحشتى است كه از سوى مأمون متوجه او مىشود. آيا اين چيزى جز تقيه است؟ (٩٢)
شبيه همين داستان در عصر معتصم نيز براى احمد بن حنبل پيش آمده است. وى در مورد امتحانى كه از وى در همين مورد مخلوق بودن قرآن پيش آمد، حاضر نشد مطلب حق و واقعى را بيان كند و اين به جهت فرار از ضرر و زيانى بود كه از سوى سلطان وقت، متوجه او مىشد. (٩٣)
جافظ در مقام رد بر آقايان حنبلى كه مىگويند تقيه مگر در سرزمين شرك جايز نيست مىگويد اقرار احمد بن حنبل به مخلوق بودن قرآن از روى تقيه در دار اسلام بوده است نه دار شرك. (٩٤)
١٣. غزالى
از افرادى است كه به مناسبتهاى مختلف بحث تقيه را مطرح كرده است از جمله: در مورد اينكه دروغ هميشه حرام است يا نه مىگويد:
دروغ حرمت ذاتى ندارد، بلكه حرمت و قبح آن عرضى و داير مدار ضررى است كه از آن به ديگران مىرسد. بنابراين اگر موجب ضرر ديگران نباشد افزون بر اين كه حرام نيست، بلكه واجب است.
و ربّما كان واجباً ثمّ قال: الكلام وسيلة إلى المقاصد فكلّ مقصود محمود ممكن التوصّل إليه بالصدق و الكذب جميعاً فالكذب فيه حرام و إن أمكن التوصل إليه بالكذب فيه مباح إن كان تحصيل ذلك القصد مباحاً وواجب إن كان المقصود واجباً كما انّ عصمة دم المسلم واجبة فمهما كان في الصدق سفك دم امريء مسلم قد اختفى من ظالم فالكذب فيه واجب؛
(٩٢) تاريخ اليعقوبى، ج٢، ص٤٧٢.
(٩٣) الامام الصادق و المذاهب الاربعه، اسد حيدر، ج٢، ص٣١٠.
(٩٤) احياء علوم الدين، ج٣، ص١٣٧.