فقه اهل بیت علیهم السلام - فارسی - موسسه دائرة المعارف فقه اسلامی - الصفحة ١٤ - بيعت (٢) آیة الله محمد مؤمن قمى
عقدى بستند كه صدايشان به آن بلند شد و آن را مختص خود قرار دادند بدون اينكه هيچ يك از ما فرزندان عبدالمطّلب را در نظر بگيرند يا درمشورت شريك كنند يا نسبت به بيعتى كه من برگردن ايشان داشتم، حليّت بخواهند.
اين تعبير امام(ع) كه فرمود: «شكستن عقد و عهدى كه خداوند آن را برگردنهايشان قرار داده بود»، عبارت ديگرى از وجوب التزام آنان به اين عقد و پيمان است. سخن آخر ايشان كه فرمود: «بدون اينكه» نسبت به بيعتى كه من برگردن ايشان داشتم حليّت بخواهند»، دليل بر وجوب وفاى به بيعت و عدم جواز شكستن آن است.
٨ ـ امام على(ع) در بخش ديگرى از همين روايت فرمودند:
و أمّا الثالثة يا أخا اليهود فإنّ القائم بعد النبيّ(ص) كان يلقاني معتذراً في كلّ أيّامه و يلوم غيره ما ارتكبه من أخذ حقي و نقض بيعتي و يسألني تحليله فكنت أقول: تنقضي أيّامه ثمّ يرجع إليّ حقّي الذي جعله اللّه لي... .
ولو لم أتق هذه الحالة [ يعني(ع) تفرّق عصبة المسلمين] يا أخا اليهود ثمّ طلبت حقّي لكنت أولى ممّن طلبه لعلم من مضى من أصحاب رسول اللّه(ص) و من بحضرتك.. فضلاً عن استحقاقي ذلك بالوصية الّتي لامخرج للعباد منها والبيعة المتقدمة في أعناقهم ممّن تناولها... ؛ (١٠)
«اى برادر يهودى، آن كسى كه بعد از رسول خدا(ص) زمامدار شد در همه ايام حكومتش با حالت عذر خواهى با من روبه رو مىشد و در آنچه مرتكب شده و حق مرا گرفته و عهد مرا نقض كرده بود، ديگران را سرزنش مىكرد و از من مىخواست كه او را ببخشم، پس من مىگفتم: ايام او سپرى خواهد شد سپس حقّى كه خداوند براى من قرار داده است به من باز خواهد گشت... .
اگر از تفرقه بين جماعت مسلمين پرهيز نمىكردم و حق خود را طلب مىكردم، سزاوارترين فرد به آن بودم؛ زيرا اصحاب رسول خدا(ص) ـ چه آنها كه مردهاند و چه آنها كه زندهاند ـ مىدانستند كه من به اين امر از همه تواناتر و شايسته ترم...
(١٠) همان.