فقه اهل بیت علیهم السلام - فارسی - موسسه دائرة المعارف فقه اسلامی - الصفحة ١٣ - بيعت (٢) آیة الله محمد مؤمن قمى
خصلتى بسيار زشت است كه مداومت بر آن و توبه نكردن از آن، باعث عذاب و آتش است و بدون شك معصيتى است كه سبب دخول در جهنّم مىشود. حضرت در ابتداى كلامشان نيز فرمودهاند: «اگر شما دو نفر از روى ميل و رضا بيعت كردهايد تا دير نشده است از راهى كه در پيش گرفتهايد بازگرديد و به پيشگاه خدا توبه كنيد». اين كلام حاكى از آن است كه عمل كردن بر خلاف مقتضاى بيعت، گناهى است كه توبه از آن به درگاه الهى واجب است.
دلالت كلام حضرت بر وجوب وفاى به بيعت و گناه شكستن آن روشن است، اما در آن، هيچ دلالتى بر مقيد بودن فعليت ولايت و يا وجوب اطاعت از ولىّ امر الهى به بيعت، وجود ندارد، مگر به گمان وجود مفهوم در عبارت حضرت: «اگر در آغاز بيعت كنار مىرفتيد و بيعت نمىكرديد، آسانتر بود كه بيعت كنيد و سپس به بهانهاى سرباز زنيد» و ما ضعف اين سخن را در حديث سابق بيان كرديم.
علاوه بر اينكه آسانتر بودن كار آن دو نفر در صورت عدم بيعتشان با امام(ع)، اقتضاى عدم معصيت به صورت كلى را ندارد، بلكه فقط مىرساند كه در آن صورت گناه نقض بيعت را نداشتند، اما در هر دو صورت عقاب عدم اطاعت از ولىّ امر دامن گير آنان است.
٧ ـ اميرالمؤمنين(ع) در روايتى طولانى كه جابر نقل كرده است بعد از بيان تخلّف بعضى از افرادى كه امر شده بودند تا با سپاه اسامه بروند ولى بازگشتند، آنها فرمودند:
فخلّفوا أميرهم مقيماً في عسكره و أقبلوا يتبادرون على الخيل ركضاً إلى حلّ عقدةٍ عقدها اللّه عزّ وجلّ لي و لرسوله(ص) في أعناقهم فحلّوها و عهدٍ عاهدوا اللّه و رسوله فنكثوه، وعقدوا لأنفسهم عقداً ضجّت به أصواتهم و اختصّت به آراؤهم من غير مناظرة لاحد منّا بني عبدالمطّلب أو مشاركة في رأي أو استقالة لما في أعناقهم من بيعتي؛ (٩)
«از امير لشكرشان سرپيچى كردند و با شتاب بازگشتند تا عقدى را كه خداوند عزّ وجلّ براى من و رسول خدا (ص) برگردنشان نهاده بود، بگسلند و آن را گسستند و عهدى را كه با خدا و رسول بسته بودند بكنند و آن را شكستند و براى خود
(٩) خصال، باب ٧، ص٣٧٢.