فقه اهل بیت علیهم السلام - فارسی - موسسه دائرة المعارف فقه اسلامی - الصفحة ١٢٨ - اصول نظريه حقوق فطرى در انديشه استاد مطهرى سيد امر اللّه حسينى
به مبانى حقوق طبيعى به دفاع از اين قانون مىپردازد. ايشان ضمن بيان نظريات مختلف در باره طلاق، ماهيت آن را اين گونه بيان مىكند:
نظر اسلام اين است كه ازدواج، مقدس و محترم و لازم الادامه و طلاق، منفور و مبغوض است و اجتماع بايد علل وقوع طلاق را از بين ببرد ولى در عين حال نبايد راه طلاق را براى ازدواجهاى ناموفق بست. اما اينكه چرا با اينكه طلاق در نظر اسلام مبغوض و منفور است، تحريم نشده است بر مىگردد به الهامى كه از طبيعت بايد گرفت. اسلام بر بقاى خانواده اصرار دارد اما نه به واسطه قانون قراردادى منع طلاق، بلكه به واسطه قانون طبيعى. پيمان زناشويى يك پيمان متفاوت با ساير پيمانها و يك علقه طبيعى برمبناى طبيعت و غريزه است نه بر مبناى قرارداد وحدت روحها و دلها ، علاقه فطرى، طالبيت مرد و مطلوبيت زن و علاقه مراد و مريدى، مكانيسم خاص اين اجتماع طبيعى است. لذا از آنجا كه عشق اصيل زن، ابتدايى نبوده و در پاسخ به عشق مرد است، زن خود را طبعاً لازم الاحترام و لازم الرعايه و لازم المحبّه مى داند و نظر اسلام اين است كه ازدواج براساس اين قانون طبيعى محفوظ و باقى بماند. قانون حاكم بر خانواده، محبت و يگانگى است نه همكارى و رفاقت و محبت قابل اجبار و الزام نيست. زن بايد در منظومه خانوادگى محبوب و محترم باشد، لذا اگر به عللى زن از اين مقام خود سقوط كرد، ديگر نمىتوان با قانون، آن را جبران كرد. يعنى اگر محبوبيت و مطلوبيت زن از بين رفت، منتهاى تحقير زن است كه بخواهيد به واسطه قانون او را در خانه مرد نگه داريد. وقتى شعله محبت و علاقه مرد خاموش شد، اين ازدواج از نظر طبيعى مرده است. اين در صورتىاست كه بىعلاقگى از طرف مرد شروع شود كه موجب بىعلاقگى طرفين مىشود، اما اگر از طرف زن شروع شده باشد تأثيرى در علاقه مرد ندارد، بلكه احياناً آن را تيزتر مىكند؛ زيرا مرد عاقل مىتواند با ابراز محبت و مهربانى علاقه زن را بازگرداند و اين كاربراى مرد اهانت و غيرقابل تحمل نيست كه محبوب رميده