فقه اهل بیت علیهم السلام - فارسی - موسسه دائرة المعارف فقه اسلامی - الصفحة ١١٧ - اصول نظريه حقوق فطرى در انديشه استاد مطهرى سيد امر اللّه حسينى
حلّ آسمانى قائل نشده است.منظور از عقل هم، عقل يقينآور است؛ يعنى عقلى كه همراه با علم به يقين دست مىيابد، نه عقل مستقل از علم (٣٠).
براساس اصل خاتميت اسلام، آنچه بشر بايد از طريق وحى درك كند، پايان يافته است، امّا آنچه بايد از راه علم و عقل دريابد باقى است و از آن به بعد وظيفه عقل و علم است (٣١). مقياس تشخيص خوب و بد در اين دوره عقل است. (٣٢)
شهيد مطهرى مقصود خود را از دخالت عقل و فلسفه احكام روشن مىكند و مىگويد:
«صراحتاً بايد بگويم كه مقصود ما اين است كه مقررات و احكام اسلام، چه در مسائل مربوط به حقوق و حدود و روابط اجتماعى مردم و چه در مسائل ديگر، بر يك سلسله واقعيات استوار است كه ما اگر با آن واقعيات طبق اصول و موازين علمى مخصوص خود كه خوشبختانه بسيارى از آنها در دنيا شناخته شده، آشنا شويم بهتر مفهوم و معناى دستورهاى اسلامى را كه از زبان وحى به ما رسيده است، درك مىكنيم و مىفهميم. (٣٣)
رمز عظمت و جنبه اعجازآميز دين اسلام در همين است كه دامنه تعليماتش توسعه دارد و هر قسمتى را كه علم با چراغ خود روشن كند، تعليمات اسلامى روشنتر مىشود. اگر در هر قسمت از شئون زندگى بشر با اصول علمى مربوط به آن قسمت آشنا باشيم، بهتر مىتوانيم از فيض الهامات دينى بهرهمند شويم. مبانى حقوق نيز از اين قانون مستثنى نيست. حقوق نيز مانند اخلاق و الهيات و غيره بر يك سلسله مبانى واقعى متكى است كه هر اندازه با آن بيشتر آشنا باشيم، بهتر مىتوانيم به هدف و مقصود دين پى ببريم. لذا بسيارى از آيات و احاديث با توجه به آشنايى با اصول و مبادى علم حقوق در رديف آيات و
(٣٠) ختم نبوت، ص ٥٩-٥٨.
(٣١) خاتميت، صص ٧٣-٧٠.
(٣٢)اسلام و مقتضيات زمان، ج ١، ص ٤١.
(٣٣)همان ،مجموعه مقالات، ص ٩٤.