فقه اهل بیت علیهم السلام - فارسی - موسسه دائرة المعارف فقه اسلامی - الصفحة ١٩٢ - وحدت و تعدد در ولايت سياسى آیت الله محمدمهدى آصفى
جنگى با چنين وسعت و حجم و براى چنين مردمى كه از اول بيعت نكرده بودند، بايد همراه با حجّت و بيان و پيام كافى باشد. ممكن نيست و نبايد امام(ع) چنين جنگى را شروع كند درحالى كه پيام و بيانى براى سربازان خود و براى دشمن نداشته باشد؛ يعنى حجت خود را توضيح نداده باشد. مخصوصاً با عنايت به اين كه امام(ع) به جنگ آنها رفته بود؛ نه آنها به جنگ امام.
مخاطبان امام(ع) دراين پيام ها دو گروه بودند:
اول سربازان خود حضرت كه نسبت به امام(ع) متعهد بودند و غالباً از عراق و حجاز بودند ودوم مردم شام به سركردگى معاويه كه امامت امام(ع) را قبول نداشتند.
امام(ع) بايد حجّت را برهردو تمام مىكرد و براى هردو جمعيّت پيامى مىداشت؛ براى سربازان خود كه آنها را دعوت به جنگ با معاويه مىكند و براى مردم شام و معاويه كه به جنگ با آنهارفته و لشكر كشى به صفّين كرده است.
با عنايت به مطالب گذشته، تحليلى ازهردو پيام امام(ع) مىآوريم:
الف) تحليلى از پيام اول امام :
پيام اول امام به سربازان خود، به دو مطلب بر مىگردد كه هركدام از آنهاحكمى دارد: اول آن كه امام(ع) مردم را به موجب بيعت، دعوت به طاعت و جنگ با معاويه مىكند و دوم آن كه بيعت مهاجرين و انصار در مدينه ـ كه گروه محدودى بودند ـ براى همه مسلمانان و در همه جا الزام آور است و هركس از پيامد اين بيعت سرپيچى كند، مستحق قتل است؛ اگرچه بيعت نكرده باشد.
پيام امام(ع) ـ چنان كه گفتيم ـ حاوى هر دو مطلب بايد باشد و بدون آنها پيام ناقص است وممكن نيست بدون آن مردم به جنگ با معاويه بسيج شوند. به عبارت ديگر امام(ع) بايد به مردم بگويد: براى چه به جنگ معاويه مىرود و اين همان مطلب دوم است كه به آن اشاره كرديم.