فقه اهل بیت علیهم السلام - فارسی - موسسه دائرة المعارف فقه اسلامی - الصفحة ٧١ - بررسى فقهى اوراق نقدى آيت الله سيدكاظم حائرى
استاد بتوان ادعا كرد: اين ارزيابى عرفى است، به اعتبار اين كه عرف از منظر پول نقد و ثمن ذاتى به طلا مىنگرد.
شايد شيوه رايج در محاسبه نرخ تورّم اين گونه باشد كه تورّم تكتك كالاها را به دست مىآورند و ميانگين آنها را به عنوان نرخ تورّم اعلام مىكنند و اين معيار شايد بهتر از معيار بالا باشد.
به هر حال توجيه بالا در باره روا دانستن و تصحيحِ گرفتن زيادى ـدر هنگام بازپرداخت قرض، برابر با نرخ روز تورّم يا در مقايسه با ارزش روز طلا هم پاسخ نقضى دارد و هم پاسخ جَلّى.
الف ـ پاسخ نقضى:طلا و نقره گرچه علاوه بر قدرت خريد، منفعتى استعمالى دارند، ولى غالباً از سكه آنها در منافع استعمالى استفاده نمىشده است مگر اين كه با ذوب كردن، به غير سكه تبديل شوند استفاده از قدرت خريد مجسّم در طلا و نقره مسكوك، كاربرد شبه انحصارى اين دو عنصر بوده است. پس اگر كاربرد اوراق اعتبارى در قدرت خريد آنها منحصر شود و عرف به سبب همين انحصار قدرت خريد را در زمره صفات مثل قرار دهد و زياد شدن كميّت اگر با افزايش قدرت خريد همراه نباشد، زيادى صدق نمىكند از سوى ديگر، منحصر كردن كاربرد طلا و نقره ءمسكوك در قدرت خريد نيز سبب مىشود قدرتِ خريدِ در صفات مثل قرار گيرد اگر اين گونه باشد، گرفتن زيادى در طلا يا نقره مسكوك در هنگام پايين آمدن ِاتفاقىِ قدرت خريد هر يك از آنها روا و جايز خواهد شد و گمان نمىكنم كسى به اين نتيجهگيرى ملتزم باشد. آرى فرق است بين طلا و نقره مسكوك با اوراق ؛ زيرا منفعت اوراق منحصر است در قدرت خريد آنها؛ لكن منفعت ذاتى طلا و نقره مسكوك در قدرت خريد منحصر نيست؛ زيرا مىتوان ـ ولو با ذوب كردن ـ از منافع استعمالى آنها بهره برد با آن كه غالباً طلا و نقره را براى كاربردهاى استعمالى ذوب نمىكنند؛ زيرا به بهاى سكه خسارت وارد مىشود و كاربرد استعمالى سكه نيز نادر است به هر حال فرق ادعايى مذكور به عهده ادعا كننده ءآن گذاشته مىشود.
ب ـ پاسخ حَلّى:گفته شود هر چيز مثلى اوصاف گوناگونى دارد بايد بدانيم كدام يك