فقه اهل بیت علیهم السلام - فارسی - موسسه دائرة المعارف فقه اسلامی - الصفحة ١٣٧ - گفتگو (ابعاد فقهى امام خمينى(ره))
حادثه مبارك غدير كه با نهايت تلاش طواغيت براى محو آثار غديريه،هنوز هم آثار با عظمتى از آن حادثه به نقل از معصومين(ع) دراختيار ماست.
بنابراين وقتى از يك سو مىبينيم كه اسلام درزمان غيبت امام معصوم(ع) بدون ترديد داراى حكومت است و از سوى ديگر مىدانيم كهحكومت دردرجه اول ازآن ِذاتِ اقدس الهى است و سپس براى هركسى كه خداوند به او اعطاى حكومت كند، لذا درمى يابيم كه آن كسى حق حكومت دارد كه از جانب خداوند براى احراز اين مسوءوليت نصب شده باشد، چرا كه توحيد خداوند متعال در«خالقيّت هستى» ملازم و مستلزم با توحيد او در «حاكميت برهستى» است وهمه حاكميت هاى ديگر، چون« حاكميت بالعرض» است، بايد به حاكميت خداوند كه «حاكميت بالذّات» است، منتهى شود. پس حكومت از نگاه يك انسان موحّد بايد به نصب از سوى حاكم مطلق برجهانِ هستى يعنى خداوند متعال باشد و اين مطلب مهم نشان دهنده آن است كه اگر تفكّرى، حكومت را از سوى پايين ببيند، اين تفكّر، توحيدى نيست،چرا كه برطبق تفكّر توحيدى، حكومت اولا ازآنِ خداست و ثانياً ازآنِ هر كسى كه خداوند به او اعطا كند، درنتيجه، حكومت امرى است كه از سوى بالا مىآيد، نه از سوى پايين و دقيقاً بايد ديد كه او اين اختيار را به چه كسانى اعطا كرده است.لذا حكومت دينى«انتصابى» است، نه «انتخابى» و روايات و ادلّه مربوطه، تعيين و نصب حكومت كرده است و اهل خبره براساس اين ادّله، مصداقى ازاين نصب را، تشخيص داده و كشف مىكنند، همچنان كه اگر مصداقى خود به خود زمام امور را به دست گرفت، اين سَمت در وى تعيّن پيدا مىكند، نظير آنچه در جمهورى اسلامى ايران درخصوص حضرت امام خمينى ـ اعلى اللّه كلمته ـ اتفاق افتاد.
مسأله حكومت درزمان غيبت امام عصر(ع) و موضوع ولايت فقيه از