فقه اهل بیت علیهم السلام - فارسی - موسسه دائرة المعارف فقه اسلامی - الصفحة ١١٨ - گفتگو (ابعاد فقهى امام خمينى(ره))
روشن مىسازد، آميخته از هردو ديدگاه است كه دو جنبه عقلى و نقلى استدلال را تشكيل مىدهد.
از منظر امام خمينى اسلام يك نظام اجتماعى است و در قلب جامعه حضور و نفوذ دارد و اين مكتب براى تنظيم حيات اجتماعى، مادى، معنوى،اقتصادى، سياسى، فرهنگى و... برنامه دارد و قوانين اسلام به منظور نيل به سعادت و سلامت و تأمين كمال نهايى انسان جعل شده است.
اسلام در تمامى شوءون فردى و اجتماعى انسان دخالت دارد و تمامى احوال و اوضاع را در نظر گرفته است و همواره سعى مىكند انسان را درجهت كمال مطلوب رهنمون سازد و در هيچ بُعدى از ابعاد زندگى از «صراط مستقيم»منحرف نگردد تا عدالت اجتماعى در سرتاسر زندگى بشر حاكم گردد.
{قَدْ جاءَكُمْ مِنَ اللّه نُورء وَ كِتابء مُبينء يَهْدى بِهِ اللّهُ مَنِ اتَّبَعَ رِضْوانَهُ سُبُل السَّلامِ وَ يُخْرِجُهُمْ مِنَ الظُّلُماتِ الى اِلنُّورِ بِأذْنِهِ وَ يَهْديهِمْ إِلى صِراطٍ مُسْتَقيمٍ. } (٢٠)
براساس اين آيه، اسلام شريعتى فراگير است و برنامه جهانى و جاودانى براى سعادت و نجات ابدى انسان دارد و تمامى شوءون زندگى انسان را پيوسته براى نجات بشر از ظلمات و تاريكى ها و هدايت او به نور و صراط مستقيم،تحت نظر دارد معقول نيست كهبراى رهبرى جامعه و مسوءوليت اجرايىِ عدالتِ اجتماعى، برنامه نداشته باشد،زيرا زعامت سياسى و سرپرستى مسلمانان درابعاد مختلف زندگى و اداره جامعه و تشكيل حكومت يكى از مهم ترين نيازهاى زندگى اجتماعى انسان است و با حكم عقل، اسلام بايد دراين بُعد مهم نظر داشته باشد و شرايط لازم را ارائه كرده باشد و گرنه نظامى ناقص و غير قابل ثبات و دوام است.
(٢٠) مائده، آيه ١٥ ـ ١٦.