فقه اهل بیت علیهم السلام - فارسی - موسسه دائرة المعارف فقه اسلامی - الصفحة ١٤٦ - گفتگو (ابعاد فقهى امام خمينى(ره))
{الشيطان } (٥٢)، {وقاتلوا المشركين كآفّةَ } (٥٣)، كه همانند آن درقرآن شريف فراوان است،درزمانى نازل گشت كه حكومت از سوى خداوند متعال نصب شد و رهبرِ آن، شخص رسول اللّه(ص) بود و احدى حق دخالت نداشت {و ماكان لموءمن و لاموءمنة اذا قضى اللّه و رسوله امراً ان يكون لَهُمُ اْلخِيَرةُ مِنْ اَمْرِهِمْ } . (٥٤)
چنان كه دلالت عقلِ ضرورى و شرع مقدس است كه ولىّ فقيه نيز بايد از فكر و رأى و كمك و تخصص و مشورت ديگران بهره بردارى كند، همان گونه كه قرآن شريف خطاب به نبى اكرم(ص) مىفرمايد: {وشاورهم فى الامر فإذا عَزَمت فتوكّلْ على اللّه } (٥٥)و روشن است كهاين خطاب به شخص شخيص آن بزرگوار به عنوان «فردخاص» نازل نشده،بلكه اين خطاب به نبى اكرم(ص) به عنوان «رهبر امّت وولىّ مسلمين» صادر شده است اين آيه مباركه، حجت مستندى براى ارج نهادن بهامر مشورت و رأى مسلمانان است، چنان كه آي?شريفه {وامرهم شورى بينهم } (٥٦)نيز به معناى ستايش جامعه اسلامى است ازآن جهت كه در شوءون عامه و مسائل مهمه به شور و مشورت مىنشينند.
البته همان گونه كه درمورد رأى اكثريت گفته شد، روشن است كه مشورت درعرض احكام شرعيه الهيه و يا مخالف آن نمىتواند باشد، بلكه بايد در مسير عمل به احكام شرعيه الهيه باشد؛ يعنى هم مشورت و هم رأى اكثريت درحريم امورى كه دين،تكليف آن را روشن كرده، نيست. اگر هم بشود،از هيچ حجّيتى برخوردار نيست و لذا نبى اكرم(ص) كه مخاطب آيه
(٥٢) سوره نساء،آيه٧٦.
(٥٣) سوره توبه، آيه ٣٦.
(٥٤) سوره احزاب،آيه ٣٦.
(٥٥) سوره آل عمران، آيه١٥٩.
(٥٦) سوره شورى، آيه٣٨.