فقه اهل بیت علیهم السلام - فارسی - موسسه دائرة المعارف فقه اسلامی - الصفحة ٢٢٧ - نقد تورم اصول و ديدگاههاى امام خمينى احمد مبلّغى
١. مقايسه بايد كرد؛ مقايس ها ى تحليلى؛
گاه دريك مسأله چند قول وجود دارد، نبايد اقوال را جداگانه بررسى نمود؛ مقايسه لازم است. مقايسه عمق مطالب را آشكار مىكند و قولها را بهتر و بيشتر درمعرض شناخت و نقد قرار مىدهد.مقايسه نگاهى كلان را نسبت به موضوع پديد مىآورد و زمينه را براى نظريه پردازى مىگستراند.
آنچه درحوزه رواج دارد، تنها پرداختن افراد به اقوالى است كه از اساتيد خود برگرفته اند. نقد درچارچوب اقوالِ دست به دست گشته، جلو مىرود! بندرت شاگردان يك مدرسه و مكتب به اقوال مدرسه ها و مكتبهاى ديگر نظر مىافكنند و اگر هم گاه به همه اقوال يا عمده آنها نظر مىاندازند، نگاهى مقايس ها ى را پى نمىگيرند.
بدين اقوالِ مطرح در مدرسه هاى مختلف از يكديگر جدا افتاده اند. گسست اقوال گاه با گذشت زمان بيشتر مىشود؛ درنتيجه فهم مبانى يك مدرسه براى مدرسه ديگر دشوار مىشود. نبودِ مقايسه، نقدها را به سمتِ قشرى شدن ـ ونه جوهرى و عمقى بودن ـ سوق داده است.
اصول فضاى بسيارى را براى تاخت و تاز انديشوران پيش روى مىنهد. ديدگاه هاى اصولى از ميان امواج متلاطم عقل بشرى سر برمى آورند و اوج مىگيرند. دانشمند اصولى با فراغت بال مقدمات عقلى را به محوطه ذهن خود راه مىدهد تا به نتايج اصولى در زمينه هاى مختلف دست يابد.
در چنين علمى هرروز باب مفهوم جديدى گشوده مىشود و فضاى تازه اى براى بحث نمودار مىگردد. شناساندن اين مفاهيم وضع اصطلاحاتى تازه و برگزيدن قالبهايى خاص را مىطلبد و از اين جا هر مدرسه ـ همچون مدرسه آقا ضياء، مدرسه نائينى و مدرسه حائرى و ... ـ واژگان و تعابير و قالبها و مفاهيمى خاص را گاه پديد آورده است؛ پس همواره بايد آراء دانشمندان اصول با يكديگر سنجيده شود؛ در غير اين صورت پس از مدتى درك متقابل آنها از آراء شان از بين مىرود؛ در نتيجه هرمدرسه و مكتب تنها با فرهنگ و ادبيات اصول خود آشنا باقى مىماند.