فقه اهل بیت علیهم السلام - فارسی - موسسه دائرة المعارف فقه اسلامی - الصفحة ٢٢٦ - نقد تورم اصول و ديدگاههاى امام خمينى احمد مبلّغى
بهاصول است ـ كه پيشتر از آن سخن رانديم ـ و دومى به نقدى نظر دارد كه به عنوان بخشى از تلاش علمى در درون اصول انجام مىگيرد و در رديف واژه هايى همچون بحث اصولى، مسأله اصولى، مصطلح اصولى و... معنا پيدا مىكند.
نقد اصولى يعنى تلاش علمى كه عالمان دراصول درردّ يا بررّسى يك ديدگاه به عمل مىآورند. بخشِ چشمگيرى از مباحث اصولى را نقد اصولى تشكيل مىدهد. در باره هر ديدگاهِ مطرح دراصول، نقد يا نقدهايى شگل گرفته و گاه نقدها نيز خود، موضوع نقدهاى ديگرى شده اند. اين روند گاه پيش رفته است و نقدهايى انباشته و متراكم پديد آمده اند.بدينسان حجم زيادى را «اِنْ قُلْتْها» به خود اختصاص داده اند. رويكرد به نقد و ردّ ِ ديدگاه ها دراصول، بيش از تلاشهاى ديگر اصولى رواج يافته است.
واژه سازى، نظريه پردازى و توسعه قواعد مورد نياز بندرت انجام مىگيرد؛ آنچه بيشتر به چشم مىآيد،«وارد آوردن اعتراض براقوال ديگران» است.
آيا شكل و روند كنونىِ نقد در تورّم اصول نقش داشته يا نداشته است و بايد آن را به حال خود وانهاد؟ به عبارت د يگر: آيا نقد به صورت طبيعى روند علمى و منطقى خودرا طىّ مىكند يا آن كه بايد ضوابطى براى آن تعيين و ترسيم كرد تا علمى و منطقى شود؟
امروزه قبل از هرچيز نقد اصولى نيازمند نقد است. شالوده تورّم اصولى تاحدود بسيار برپايه نقدهاى غير علمى و غير منضبط شكل گرفته است.
نقد اصولى خود بيمار و متورّم است و اين به بيمارى و تورم اصول هرچه بيشتر دامن مىزند. اصول امروز بخشى ا ز ارزش و كارآمدى خود را در بازار نقدهاى بى پايه از دست داده است.
آنچه در زير مىآيد،ضوابطى چند است كه به نقدها روح درستى و كارآمدى را ترزيق مىكند. البته اذعان بايد كرد موضوع نيازمند بحث بيشترى است، تا ضوابط نقد به صورت كامل آشكار گردد.