فقه اهل بیت علیهم السلام - فارسی - موسسه دائرة المعارف فقه اسلامی - الصفحة ١٤٩ - گفتگو (ابعاد فقهى امام خمينى(ره))
الذى هو اعلم بغنمه من الّذى كان فيها» (٥٩)؛ لكن:
اولا، اين روايت از آن جا كه ارشادى است، بربيش از آنچه عقل به آن حكم مىكند، دلالت ندارد و تابع مايرشد اليه است؛ يعنى تابعآن چيزى است كه عقل آن را تعيين مىكند.عقل درمورد حكومت، اعلميّت دريك جهت خاصّ مثل فقه را شرط نمىبيند، بلكه درمجموع و اعلميّت دراداره حكومت را شرط مىداند، به خلاف موضوعى مانند مرجعيّت يا رجوعبهپزشك و لذا براى انجاميك عمل جرّاحىِ پزشكى بايد به سراغ بهترين پزشك و اعلم پزشكان دررشته مربوطه رفت، ولى براى اداره يك بيمارستان اعلميّت درپزشكى شرط نيست، بلكه اعلميّت دراداره و تدبير بيمارستان شرط است.
ثانياً، اين روايت مربوط به خلافت ائمه(ع) است، چنان كه بسيارى از روايات ديگر نظير اين روايت به اين نكته تصريح دارد.اساساً اين روايات درفضايى صادر شده است كه درآن فضا مدّعيان زيادى براى خلافت و امامت پيدا شده بودند و حتى بعضاً شورش مىكردند.
ثالثاً، اصطلاح«اعلم» دراين روايت«افعل تفضيل» نيست،بلكه«صفت مشبّهه» است؛ به اين معنا كه چون روايت مربوط به خلافت ائمه(ع) است، لذا نمىخواهد بگويد كه مثلا امام صادق(ع) از ابوحنيفه اعلم است، بلكه مىگويد امام صادق(ع) عالمِ و بالنتيجه ابوحنيفه جاهل است؛ پس اساساً بحث اعلميت به معناى أَفعل تفضيلى آن مطرح نيست.
رابعاً، اين روايت اطلاق ندارد و قدر متيقن ازآن، همان خلافت ائمه طاهرين(ع) است.
خامساً، با صرف نظر از نكات فوق و برفرض شمول اين روايات نسبت به مسأله ولايت فقيه بايد گفت اعلميّت در حكومت غير از اعلميّت درمرجعيّت است و اين روايات متعرّض اعلميّت درحكومت است،نه
(٥٩) وسايل الشيعه،ج١١،ص٣٥.