فقه اهل بیت علیهم السلام - فارسی - موسسه دائرة المعارف فقه اسلامی - الصفحة ١٠٢ - گفتگو (ابعاد فقهى امام خمينى(ره))
در باره نكته نخست، قرآن با اصرار و تأكيد، امر حكم وولايت را فقط مخصوص خداوند مىداند {إِنِ الحكم إلاللّه } (٦)و اين حكم نبايد فقط احكام تكوينى باشد، بلكه هرحكمى ـ چه تكوينى و چه تشريعى، چه حكومتى و چه ولايتى ـ و آيه شريفه صراحت در حصر دارد، به دليل(إن و إلا).
درباره دومين نكته، قرآن مىگويد: {أ اللّه اَذِنَ لكم أم على اللّه تفترون } .هرچه اختيار آن به دست خداوند است، هيچ كس حق مداخله درآن را جز بااذن خدا ندارد و هر كس دراين موارد ادعايى بكند، از او سوءال خواهند كرد: خداوند به شما اذن داده يا به خدا افترا مىبنديد؟! بنابر اين هيچ ولايتى جز با اذن خدا مشروعيت ندارد.
بُعد مردمى ولايت
مردم در تصميم گيرى هاى ولايت و حكومت در عصر غيبت دو نوع مشاركت دارند:
يكى دراصل تصميم گيرى است كه بايد الزاماً با مشورت صورت بپذيرد و دليل آن از قرآن كريم: {وَ شاوِرْهُمْ فِى الامْرِ } و {اَمْرُهُمْ شَوْرى بينهم } و آيات ديگر مىباشد و همچنين روايات فراوانى است كه مقدارى از آن را صاحب وسائل(ره) درجلد هشتم(چاپ جديد) جمع آورى كرده است كه درآن روايات صحيح و صريحى هست كه قابل خدشه از لحاظ سند ومتن نمىباشد، ولى به نظر بنده اين نصوص اگر چه دلالت برالزام حاكم به شورا دارد و حاكم را ملزم مىكند كه تن به شورا بدهد، ولى به هيچ وجه دلالت نداردكه نتيجه شورا براى حاكم مُلْزِم باشد؛ يعنى ولى امر ناچار باشدكه به مشورت عمل بكند.
شورا نه فقط درتصميم گيرى ها الزاماً بايد به كار بُرده شود، بلكه به نظر اين جانب در اصل انتخاب ولى امر در عصر غيبت نيز بايد به كار برده
(٦) سوره انعام،آيه٥٧ .